X
تبلیغات
رایتل


ندای سحر

ندای سحر بازتابیست از درون من

ما بالاخره تشریف آوردیم

چند روز پیش یعنی همون 5 اسفند رو میگم که وقتی توی تقویم یه نیم نگاهی بیندازی می بینی نوشتن روز مهندس گفتم برم توی گروه فک و فامیل یه تبریک بگم به این قشر زحمت کش ماشالله یه نگاه کردم دیدم همه هم یا مهندسن یا دکتر خدا بده برکت خلاصه گفتیم یه سرچ کنیم عکس گلی بوته ای یا شاید هم یه کیک مربوط به همچیین روزی رو پیدا کنیم و دست به نقد و مجازن تحویل خلق الله بدیم تا ببینیم چی پیش میاد . همینجوری که داشتیم برا خودمون سلانه سلانه دنبال عکس می گشتیم یه دفعه چشای خوشگلمون زوم شد روی یه کیک البته لازم به ذکره که زوم شد روی عکس کیک و اونجا بود که دیدن همان و این دل نازنینمان به دست و پا افتادن همان که ای مامان فاطمه جانم الهی قربونت برم و هزارتا قربون صدقه دیگه که چی .... هیچی بابا این دلمون از اون کیک خوشگلای روز مهندس خواسته بود یعنی من موندم چیکار بکنم اصلا این روزا جرات ندارم عکس کیکی رو تماشا کنم این دلمون عین یه پسر کوچولوی خوشگل بازیگوش جیغ و داد کنان میگم میخام که میخام خب ما هم ایضا دل رحممجبوریم اطاعت امر کنیم دیگه قشنگ دقت کردید مجبوریم مجبور ........

خلاصه کلام اینکه دست به نقد یه عکس بغیر از اونی که دیده بودیم توی گروه فک و فامیل فرستادیم و تبریکات خود رو بیان نمودیم و اون کیک خوشگله رو زاپاس نگه داشتیم تا ببینیم توی این خونه تکونی نزدیک عید کی وقت میشه بریم سراغ مقدماتش 

تا اینکه دری به تخته خورد و الهه جون دخمل بزرگه جیگر مامان فاطمه فرمودن پنچ شنبه شام تشریف بیارید منزل ما ، ما هم دیدیم دخملا که مهندس دامادای گرام هم مهندس شوهر جانمان هم که مهندس حالا مامان فاطمه هم بماند مهندس بودن یا نبودن مسئله این است 

ما هم دیدیم موقعییت خوبیه سریع پریدیم مغازه دوست عزیزمون پودر خامه  و پودر کیک گرفتیم و تشریف بریدم مغازه اسباب بازی فروشی  به فروشنده گفتیم یه ماشین از اونا که بهش میگن لودر میخایم بنده خدا فکر کرد از این کنترل دارا میگم وقتی دید که خانومی با اون همه کمالات میگه آقا از همین ماشین پلاستیکیای کوچولو میخام باور کنید دهن فروشنده به اندازه غار علی صدر باز موند فکر کنم بنده خدا گفته این خانومه این همه اسباب بازی خوشگل و باحال هست چرا رفته سراغ یه ماشین پلاستیکی فسقلی  ولی خب به جوابی نرسید  و راهشو کشید رفت سمت یه خانوم که با شازده گل پسرش اومده بود و یه ماشین خفن میخاست بعد به من گفت خانوم از توی اون سبد بگردید ببینید چیزی که میخاید پیدا می کنید ما هم با اشتیاق رفتیم سمت سبد و ای جان همونی که میخاستم داشت با خوشحالی با فروشنده حساب کتاب کردیم و زدیم بیرون اومدیم سمت خونه و مشغول شدیم برای دل کوچولوی خودمون کیک درست کردن  و وقتی تموم شد به همسر جان گفتیم بیا و تماشا کن شاهکار خانومیتو و همسر جان با دیدن کیک گفت به به خانوم ما چه کرده ما هم گفتیم بعله دیگه خانوم که نیست فرشته است ( خب وقتی آقای خونه یادش نیست همچنین تعریفی بکنه خانوم خونه باید بگه دیگه ) خلاصه کیک آماده شد و ما رفتیم خونه دخمل بزرگه و ایضا مراسم روز مهندس با یکی دو شب فاصه برگذار شد و دلمون هم فعلا آرام گرفت از دیدن کیک و حالا کی دوباره طغیان کنه خدا میدونه خخخخ

راستی تا یادم نرفته به همی دوستان گل خودم به مهندسین واجد شرایط تبریک میگم این روز خوشگل مهندس رو که البته فقط چند روز گذشته، روز مهندس رو هر وقت از آب بگیری تازست  و در ادامه ببینید کیک روز مهندس مامان فاطمه رو که تقدیم میکنه به همی مهندسین عزیز کشورم 

نوشته شده در جمعه 7 اسفند‌ماه سال 1394ساعت 11:08 ب.ظ توسط فاطمه| 7 نظر|

Design By : Mihantheme