X
تبلیغات
رایتل


ندای سحر

ندای سحر بازتابیست از درون من

سلام بر مغز بادومی مامانی 

چطوری خوشگله

ندید میخوامت هزارتا

عزیزکم این چند وقت که دخملی جون رفته اوایل مامان فاطمه بدجور دلتنگ شده بود و این امر خطیر بر نوشته های من هم یه کوچولو رد پا بجا گذاشته بود ولی خوب نرم نرمک داره برام جو عادی که نه ولی خوب دارم یه جورایی با وضعیت موجود کنار میام

سعی میکنم بعد از ظهرها با دخملک بریم قدمی بزنیم پارکی بریم خلاصه با دوستان قرار مدار میزاریم

بالاخره یه جورایی سعی میکنیم خودمون رو وقف بدیم با شرایط

که این دلتنگیه فکر نکنه زورش از مامان فاطمه شما بیشتر و بخواد ضربه فنی مون کنه

خلاصه جونم برات بگه توی این چند روز گذشته مثل سالهای قبل توی کوچمون برای تولد یوسف الزهرا (س ) جشنی بر پا بود که خدا رو شکر خوب برگزار شد ولی خوب آخرش یه باد و بارونی گرفت که نگو نپرس هر چند که لحظات پایانی جشن بود ولی خوب همین باعث شد شعر مامان فاطمه رو نتونست مجری بخونه ( ای باد با دل ما بازی نکن )

عزیزکم مامانی چند تا عکس از روز جشن به عنوان یادگاری برات میزارم بعدها که انشالله اومدی و بزرگ شدی ببینی تو محله مامان فاطمه چه خبرای بوده

قربون اون دل کوچولوت برم با اون دل مهربونت برای ظهور یوسف الزهرا دعا کن که انشالله هر چه زودتر دنیای ما با اومدنش پر از امنیت و آرامش بشه انشالله



نوشته شده در سه‌شنبه 27 خرداد‌ماه سال 1393ساعت 06:34 ب.ظ توسط فاطمه| 4 نظر|

گاهی خبری نامه ای و یا حتی یادداشتی کوچک

شاید هنوز هم نمیدانی بی خبری چیست

دلم این روزها بهانه تو را دارد 

چشمانم به دنبال گمشده ایست که روزی آشناتر از او نبود

ولی حالا چه شد آشنا

آشنایی که این روزها ........

یادت هست در کنج قلبم برایت خانه ای ساخته بودم 

حال خانه رو به ویرانی رفته ولی

پنجر هایش هنوز چون قبل رو به آفتاب است

رو به آفتاب انتظار

که شاید روزی آفتاب تو را به سمت این خانه آورد

و رونقی دوچندان بگیرد کلبه خرابه ما

صدایت رنگ چشمانت دستان پرمهرت جایشان در این خانه خالیست

دلم میگوید بزن آب و جارو 

برود غم ز کلبه انتظار 

که بزودی خواهد آمد یار 

یاری که آشنا بود با دل ما 

امروز جارو میکنم خاک روبه های دلتنگی را

 و به انتظارت کنار پنجره می ایستم

تا تو بیایی

و من با تو دلتنگیهایم را به غروب می سپارم

و در انتظار طلوعی مینشینم زیبا و چشمگیر

(فاطمه )


نوشته شده در سه‌شنبه 27 خرداد‌ماه سال 1393ساعت 09:05 ق.ظ توسط فاطمه| 1 نظر|


نوشته شده در دوشنبه 26 خرداد‌ماه سال 1393ساعت 01:13 ب.ظ توسط فاطمه| 0 نظر|

(گل بروید با آمدنش)


امشب افلاکیان شادن همه

بهر یوسف الزهرا دُر میریزند همه


آن یکی از شوق کف میزند

وان دگر اشک بر چشمان میزند


در همین بین دل غمگینست همی

چشم تر، ظهورش را از رب خواهد همی


تا که آید شادان گردد دلهای مردمان

گل بروید غرق نور گردد همی


(فاطمه ) 

 برای ظهور یوسف الزهرا صلوات



نوشته شده در جمعه 23 خرداد‌ماه سال 1393ساعت 12:24 ق.ظ توسط فاطمه| 1 نظر|

سلام به مغز بادومی عزیزتر ازجانم

چطوری خوشمل مامانی

چند روز نتونستم بیام برات از این روزها بگم شرمنده گلم

ولی امروز خدا رو شکر مامانی اومده تا برات بگه این چند روز چه خبر  بود

القصه جونم بگه برات که مامان آینده شما ( همگی بگید انشالله ) دیگه ماشالله خانم خونه شده و راه به راه برای همسرجونش داره کدبانوگری میکنه و هی غذاهای خوشمزه درست میکنه برای بابای آینده جنابعالی 

آخه خودمونیم این دخملی من مامان آینده شما فکر نکرده من فاطمه خانمی گل و گلاب شکمو دلم از اون غذاهای خوشمزه که درست میکنه میخواد ( واقعا که ) حالا این بابای شما تعریف میکنه میگه خانم ما این غذا رو درست کرد اون غذا رو درست کرد

مامانی هم بهش فرمود پسر جون اولشه بزار یکم بگذره دیگه از این خبرا نیست 

عزیزکم اگه تو به مامانت بری کلی درسخون میشی و اگه دختر باشی کدبانو ولی اگه به من بری درس کیلو چنده به جای کتاب خوراکی میبری مدرسه و از دیوار راست ...............حالا خود دانی اونجا که هستی تا قبل از اینکه پاهای کوچولوت بخوره به روی زمین سفت خدا تصمیمتو بگیر 

دوست داری همش کتاب بخونی و دنبال علم و تحصیلات بری مامانت الگوی خوبیه برات ولی از من میشنوی مثل من باش 

همش به خوراکی و شیطنت خخخخخخخخخخخخخخ

باور کن کلی خوش میگذره

اگه مامانت بیاد اینحا و اینا رو بخونه خدا میدونه به من چی میگه ( خب حرف دلمو به مغز بادومم گفتم )

خلاصه گلم امروز روی کره زمین روز تولد آقا علی اکبر رو به اسم روز جوان نامیدن

میدونم تو هم که گوشه بهشت خدا هستی دلت جوون و پر احساسه 

حالا مامانی اومده به تو و همی دوستان گلم که هم جسمشون جوونه و هم روحشون یه تبریک مخصوص بگه

و یه دعا در حق همی اونهای که هم دلشون جوونه و هم سن و سالشون (عین خودم) بکنه

الهی که همگی عاقبت بخیر بشید (بلند بگو الهی آمین )

عزیزکم الهی مامانی قربونت بره تو همچین روزایی مامانی رو دعا کن میدونم که دعای تو کوچولوی من زود به اجابت میرسه 

تا یادم نرفته بگم فقط برای من نه برای همه دعا کن

ممنون عزیز دلم 

مامانی به قربونت بره هزارتا


نوشته شده در دوشنبه 19 خرداد‌ماه سال 1393ساعت 06:35 ب.ظ توسط فاطمه| 7 نظر|

1 2 3 >>
Design By : Mihantheme