-
تولد در پارک
چهارشنبه 22 خردادماه سال 1392 01:00
امروز تولد امیر محمد پسر کوچولوی همسایمون بود که مصادف شده بود با شب تولد نوردیده حضرت فاطمه الزهرا (س) آقا سیدالشهدا امروز من و فائزه جونم (دخمل کوچیکه ) با مامان امیرمحمد و فاطمه کوچولو و خواهرشون زهراجون و مریم خانم و دخمل کوچولوشون فاطمه جون تصمیم گرفتیم بریم پارک بانوان اونجا برای امیر محمد تولد بگیریم و چون تولد...
-
کلید قفلها و دست حضرت عباس
دوشنبه 20 خردادماه سال 1392 23:37
مرا از بچگی احساس دادند مرا عادت به بوی یاس دادند کلید قفل هایم را از اول به دست حضرت عباس دادند
-
شروعی تازه با یاد خدا
دوشنبه 20 خردادماه سال 1392 11:50
وقتی باهاش حرف میزنی فقط چند کلمه از دهان مبارک خارج میشه امکان نداره موفق نمیشم من شانس ندارم درس خوندن کار من نیست نمیتونم کار خوب پیدا کنم و........ بهش میگم فکر میکنی اینقدر منفی فکر کنی کارا درست میشه یکم به داشته های زندگیت فکر کن به جای افسوس خوردن به فکر چاره کار باش نه اینکه دائما در حال غر زدن باشی و انرژی...
-
نماز اول وقت
شنبه 18 خردادماه سال 1392 20:28
-
نامه
شنبه 18 خردادماه سال 1392 01:05
یادش بخیر وقتی آن هنگام که از من دور بودی بهترین راه ارتباطی من و تو نامه بود من همیشه ساکت گوشه ای مینشستم و با خطی خوش برایت چند سطری مینگاشتم بر صفحه سپید کاغذ بعد سلام همیشه می نوشتم اگر از احولات اینجانب خواسته باشی ملالی نیست جز دوری شما اما حالا چه پیشرفتی کرده این تکنولوژی دیگر در دست هر بچه کوچولوی موبایل...
-
عید مبعث مبارک باد
پنجشنبه 16 خردادماه سال 1392 22:42
گر فکر رهایی ز غم و راه نجاتی در این شب پر فیض تو خواهی ثمراتی باید که به کوری دو چشمان حسودان بر احمد و آلش بفرستی صلواتی
-
امدادی برسان جناب تعمیرکار کوچولو
پنجشنبه 16 خردادماه سال 1392 11:26
کوچولوی تعمیرکار میشه یه خواهشی ازتون داشته باشم هروقت کار تعمیر ماشینت به اتمام رسید تشریف بیار وبلاگ من چون این کلبه کوچک هم نیاز به تعمیرات اساسی داره فکر کنم تا بخوام به محیط اینجا عادت کنم و آشنا بشم یه مدت طول بکشه چون دیدم شما دست به آچار هستید گفتم بیای یه دست برسونی ما رو با این محیط جدید آشنا کنی اگه جای هم...
-
اون بالای پله !!!
دوشنبه 13 خردادماه سال 1392 22:57
به نظر شما اگه از این پله های خوشگل بریم بالا به کجا میرسیم و یا چه کسی بالای پله ها منتظر ماست؟؟؟؟
-
افکارمنفی تعطیل
یکشنبه 12 خردادماه سال 1392 15:41
-
عقل فریاد برآورد و به صحرا زد و رفت
شنبه 11 خردادماه سال 1392 15:35
نازنین آمد و دستی به دل ما زد و رفت! پرده ی خلوت این غمکده بالا زد و رفت کُنج تنهـــــــایی ما را به خیالی خوش کرد خواب خورشید به چشم شب یلدا زد و رفت درد بی عشقی ما دید و دریغش آمد آتش شوق درین جانِ شکیبا زد و رفت خرمن سوخته ی ما به چه کارش می خورد؟ که چو برق آمد و در خشک و تر ما زد و رفت! رفت و از گریه ی توفانی ام...
-
من و پیشاهنگی
جمعه 10 خردادماه سال 1392 11:00
وقتی که کلاس اول ابتدایی بودم یه روز دیدم چند تا از بچه های مدرسه به جای اونیفورم مدرسه لباس دیگه ای تنشون کردن یه عده بلوز سفید با دامن سورمه ای با یه کلاه سورمه ای که کجکی گذاشته بودن سرشون که بنظر من خیلی خوشگل بود مخصوصا کلاهشون ،خیلی ناز بود و یک عده ازبچه ها هم لباسی شبیه لباس سربازها تنشون بود با دامن و کلاهی...
-
شاد باشیم که زندگی در حال گذر است
چهارشنبه 8 خردادماه سال 1392 23:06
چقدر باید بنشینیم و فکر کنیم چرا در گذشته این کار رو انجام دادیم، اون کار رو انجام دادیم و چقدر هم به فکر آینده ای باشیم که هنوز نیومده الان یعنی فی الحال زمانی است که بعدا گذشته ما میشه و آینده چند روز گذشته ماست بیاید یکم فکر کنیم با غصه خوردن در مورد گذشتمون و در آینده چه اتفاقی میخواد بیفته زمان حال رو از دست...
-
قصه
چهارشنبه 8 خردادماه سال 1392 00:02
یکی بود یکی نبود غیر از خدا هیچکس نبود
-
آخر خط....
سهشنبه 7 خردادماه سال 1392 12:05
اغلب وقتی امیدت رو از دست می دی و فکر می کنی که این اخر خطه، خدا از بالا بهت لبخند می زنه و میگه: آرام باش عزیزم، این فقط یک پیچه نه پایان...
-
گاهی....
دوشنبه 6 خردادماه سال 1392 00:36
میدانم در این دنیا برای استراحت نیامده ایم ولی گاهی باید نشست و از مناظر اطراف لذت برد
-
شب وفات زینب پیام آور کربلا
یکشنبه 5 خردادماه سال 1392 01:04
زینب است و کربلا تشنگی کودکان راس خونین برادر بر سر نی خیمه های نیم سوخته ، کودکان پر هراس زینب است و شام و مردمان پرکینه اش سنگ باران قافله راس خونین برادر در میان هلهله زینب است و کنج خرابه تشت زرین و راس خونین حسین بی قراری رقیه گهواره خالی شش ماه اصغر بی تابی رباب زینب است و اوج مصائب ولیکن گفت دخت شاه نجف که جز...
-
چایت را بنوش...
جمعه 3 خردادماه سال 1392 23:49
-
مهمونی ساده روز پدر
جمعه 3 خردادماه سال 1392 00:08
امشب خانواده کوچک ما یه مهمونی ساده و خودمونی داشت به مناسبت روز پدر کیکی که خودم درست کردم و یه شاخه گل که از باغچه خونه چیدم و این هم عکس کیکی که فاطمه خانم یعنی بنده امشب برای همسر محترم به مناسبت روز مرد درست کردم و یه شاخه گل از باغچه خونه ممنون از عکاس خانواده فائزه جون دخمل من با ساده زیستن هم میشه شاد بود
-
به بهانه روز پدر و روز مرد
پنجشنبه 2 خردادماه سال 1392 19:02
امروز این پست رو اختصاصن میخوام در مورد آقایون بنویسم چرا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ خوب دلیل دارم هر چی باشه بعد از سالیان سال یک روز رو هم اختصاص دادن به آقایون گرامی و ما خانمها به عنوان دختر و همسر وظیفه داریم در این روز مبارک به پدر عزیزمون و همسر محترممون تبریک بگیم و ذره ای قدردان زحماتشون باشیم در ابتدا روز تولد تنها مولود...
-
انتظاری عاشقانه
چهارشنبه 1 خردادماه سال 1392 00:54
چشمهایم منتظر است منتظر آمدنت باد صدای پای تو را از کوچه می آورد قلبم در سینه چون کبوتری به رقص آمده خدایا انتظار من هم در حال پایان است انتظاری عاشقانه (فاطمه )
-
تولد امام جواد (ع ) بر همی عاشقان ولایت مبارک باد
دوشنبه 30 اردیبهشتماه سال 1392 23:33
این کودک نازنین امیر دلهاست او باب مراد است و جواد ابن الرضاست از آمدن او به محمد سوگند خوشحال تر از امام هشتم زهراست «تولد امام جواد (ع) برشما مبارک باد»
-
خانه دوست کجاست؟؟؟
دوشنبه 30 اردیبهشتماه سال 1392 11:58
من دلم میخواهد خانهای داشته باشم پر دوست، کنج هر دیوارش دوستهایم بنشینند آرام گل بگو گل بشنو...؛ هر کسی میخواهد وارد خانه پر عشق و صفایم گردد یک سبد بوی گل سرخ به من هدیه کند. شرط وارد گشتن شست و شوی دلهاست شرط آن داشتن یک دل بی رنگ و ریاست... بر درش برگ گلی میکوبم روی آن با قلم سبز بهار مینویسم ای یار خانهی...
-
سفر نامه
یکشنبه 29 اردیبهشتماه سال 1392 00:54
چند روز بود که تصمیم داشتیم بریم سفر یه سفر کوتاه اونم به شهری که تا بحال از نزدیک زیارتشون نکرده بودم خلاصه مقدمات کار جور شد و منو دخمل کوچیکه و مامانم بهمراه چند نفر از دوستان به یاد خدا آماده شدیم بریم مسافرت کوتاه مدت پنج شنبه ساعت 12 شب رفتیم به محلی که قرار بود اتوبوس بیاد بعد از اومدن اتوبوس سوار شدیم راه...
-
لیلة الرغائب
پنجشنبه 26 اردیبهشتماه سال 1392 19:27
امشب اولین شب جمعه ماه رجب شب برآورده شدن آرزوهاست بیاید از ته دل در این شب برای ظهور یوسف الزهرا دعا کنیم . انشاالله که خدا دعای همی چشم انتظاران را به اجابت برساند در این شب بعد از دعا برای ظهور آقا دعا میکنم برای سلامتی همی بیماران خیر دنیا و آخرت برای همی مردم مخصوصا جوانها و اینکه همی آرزوها به خیر برآورده بشن به...
-
بارش خوراکی از آسمون
چهارشنبه 25 اردیبهشتماه سال 1392 15:29
امروز با دیدن این عکس یاد قصه ای افتادم که تو زمان بچگی تو کیهان بچه ها خونده بودم و خیلی هم اون قصه رو دوست داشتم و شاید بارها برای دخملام وقتی که کوچیک بودن تعریف کردم قصه از این قرار بود که یکی بود یکی بود روی همین کره خاکی شهری بود که مردمش خیلی با هم مهربون بودن و برای این که شهرشون پیشرفتی داشته باشه همیشه با هم...
-
شهادت جانسوز امام هادی (ع ) تسلیت باد
دوشنبه 23 اردیبهشتماه سال 1392 22:44
در مجلس مظلومیّت مردِ غریب بنگر که دلم میان غمخانه گم است این ناله ز ماتمِ امامِ هادی ست معصوم دوازدهم امامِ دهم است شهادت جانسوز امام هادی(ع) تسلیت باد
-
خدایا تو هیچ دلی غصه نباشه مهمون
دوشنبه 23 اردیبهشتماه سال 1392 00:31
دلش گرفته انگار غم کرده لونه انگار چیکار کنه خدایا غصه نباشه در کار باید چاره ای کرد دیگران رو صدا کرد دست به دعا بشن همه چاره ی کار کنند همه یه دست صدا نداره همه دعا کردن خدا رو صدا کردن با دعای دیگرون لطف خدای مهربون غصه رو بیرون کردن شادی رو مهمون کردن ( فاطمه )
-
حلول ماه رجب مبارک باد
یکشنبه 22 اردیبهشتماه سال 1392 00:26
-
پسرک و رنگین کمون
شنبه 21 اردیبهشتماه سال 1392 10:46
قصه از اونجا شروع شد که یه روز تو سرزمین زیبای خیال پسرک پر شد از ابرهای تیره حالش بد شد پسر کوچولوی قصه ما بارونی شد چشمهای قشنگش نمیدونست چیکار کنه دستای کوچولوشو برد طرف آسمون از خدا خواست که نور رو بفرسته خدا هم نور رو فرستاد نور اومد دستهای بارون رو گرفت از میون دستاشون رنگین کمون اومد بیرون و شادی دوباره مهمون...
-
مراسم پنجاه بدر در قزوین
پنجشنبه 19 اردیبهشتماه سال 1392 14:15
یکی از آیینهای سنتی در قزوین مراسم پنجاه بدره که مثل مراسم سیزده بدر برگزار میشه با اندکی تفاوت در این مراسم که در عصر روز 19 اردیبهشت برگزار میشه مردم قزوین به مصلای شهر و یا باغات اطراف میرن اگر در ماه فروردین و اردیبهشت بارون فراوانی باریده باشه نماز شکر برپا میکنند ولی اگر با فقدان و یا کمی باران مواجه شده باشند...