-
زندگی با عشق جانی تازه گرفت
چهارشنبه 18 اردیبهشتماه سال 1392 20:09
آسمانیست آبی من و تو ابرهای آن زندگی کویر تشنه آن هنگام که من و تو ما میشویم باران عشق باریدن میگیرد و سیراب شد کویر تشنه از باران مهر من و تو کویر جانی دوباره میگیرد و گلهای عشق پدیدار و اینگونه بود که زندگی با عشق جانی تازه گرفت
-
کودک فقط باید کودک باشه ولا غیر
سهشنبه 17 اردیبهشتماه سال 1392 13:05
وقتی به این عکس نگاه میکنم حس زندگی رو کاملا توش حس میکنم در پاییز زندگی شاد بودن آرزوی همی مردمه انشالله وقتی پا به سن گذاشتیم و رسیدیم به مرحله ای که پاییزی میشه عمرمون شاد و سرحال باشیم و محتاج بنده ای هم نباشیم خیلی دوست دارم انشالله روزی مادربزرگ شدم مادربزرگ نوه ای باشم که فقط انرژی مثبت از مادربزرگش دریافت کنه...
-
زیارت از راه دور
دوشنبه 16 اردیبهشتماه سال 1392 11:02
این عکس مربوط به میدان شهدای مشهد روبروی حرم آقاست اگه طپش دلت تند شد و هوایی حرم شدی فرقی نمیکنه دوری یا نزدیک دستتو بذار رو سینه ت و با تمام وجود زمزمه کن : السلام علیک یا علی ابن موسی الرضا السلام علیک یابن فاطمه الزهـــــرا
-
بذر مهر بکاریم و محبت درو کنیم
یکشنبه 15 اردیبهشتماه سال 1392 15:23
دائما دوست داریم که برگردیم به زمان کودکی هیچ فکر کردید چرا؟؟ شاید به خاطر صفاو صمیمیتی که بینمان بود گذشتی که بعد ازدعواهایمان داشتیم فراموشی بدیها و زود آشتی کردمان حالا که امکان برگشتن نیست چه کنیم شاید امکان نداشته باشد که از نظر جسمانی زمان رابه عقب برگردانیم و کودک شویم ولی از نظر اخلاقی که می توان برگشت و...
-
پرونده من و لطف یوسف الزهرا (س)
شنبه 14 اردیبهشتماه سال 1392 16:35
سال 89 بود یه روز تو ایام فاطمیه دوتا از دوستان گلم ازم خواستن که باهاشون برم قم و جمکران فقط خدا میدونه چقدر خوشحال شدم از آقای همسر اجازه گرفتم و بعد از موافقت شون با دوستانم رفتم توی اتوبوس دوستم گفت فاطمه خانم چند وقته نیومدی قم گفتم آخرین باری که رفتم قم با پدر خدا بیامرز بود که وقتی برگشتیم جنگ بین ایران و عراق...
-
دومین نامه مامانی به خانم معلم دخملی
چهارشنبه 11 اردیبهشتماه سال 1392 19:35
سلام عزیز دلم یادمه وقتی پنج سالت بود مادر بزرگم اومده بود خونمون ، بنده خدا پیرزن سواد نداشت تو اون موقع میتونستی کلمات ساده مثل آب و بابا رو بنویسی به مادر بزرگم گفتی بیا بهتون سواد یاد بدم یه دفتر آوردی با یه مداد آنقدر با حوصله بهش میگفتی بگو آب و بادستای کوچولوت کلمه آب رو بخش میکردی که من یک آن فکر کردم توی کلاس...
-
روزت مبارک مادرم
چهارشنبه 11 اردیبهشتماه سال 1392 00:44
مادر ای پرواز نرم قاصدک مادر ای معنای عشق شاپرک ای تمام ناله هایت بی صدا مادر ای زیباترین شعر خدا روزت مبارک باد
-
ولادت دخت نبی و روز مادر مبارک باد
سهشنبه 10 اردیبهشتماه سال 1392 23:35
-
کپی یا اصل!!!!
دوشنبه 9 اردیبهشتماه سال 1392 23:56
-
شاید فردا دیر باشه
یکشنبه 8 اردیبهشتماه سال 1392 14:30
حال شما چطور است ؟ مادر مهربانم قهری هنوز با من؟ ای ماه آسمانم ؟ من کار زشتی کردم در پیش میهمان ها گفتی نکن ، دوباره تکرار کردم آن را حالا ببخش من را آشتی بکن مادر جان این نامه را نوشته ست یک بچه ی پشیمان این نامه را نوشتم با اینکه بی سوادم بابا نوشته آن را اما نداده یادم من بچه ی تو هستم هر چند لوس لوسم بگذار صورتت...
-
هان مشو نومید که واقف نئی از سر غیب
شنبه 7 اردیبهشتماه سال 1392 18:48
یوسف گم گشته باز آید به کنعان غم مخور _____ کلبهء احزان شود روزی گلستان غم مخور ای دل غمدیده حالت به شود دل بد مکن _____ وین سر شوریده باز آید به سامان غم مخور گر بهار عمر باشد باز بر تخت چمن _____ چتر گل در سرکشی ای مرغ خوشخوان غم مخور دور گردون گر دو روزی بر مراد ما نرفت _____ دائما یکسان نباشد حال دوران غم مخور...
-
آرزو دارم
جمعه 6 اردیبهشتماه سال 1392 11:26
آرزو دارم دلت مثل بهار پر شود از لحظه های ماندگار زندگیت خالی از اندوه و غم لحظه های شادمانی بی شمار خانه قلبت پر از گلهای یاس نغمه خوان خانه قلبت هزار باغ احساست پر از گلهای ناز همچو یک قالی پر از نقش و نگار روزهایت هر یکی بهتر ز قبل خوش بود بر کام تو این روزگار
-
شکر بودن
پنجشنبه 5 اردیبهشتماه سال 1392 00:26
خدای خوب من مردم همه شکر نعمت های تو را میکنند ولی من شکر بودنت را بودنت برایم آرامشی دارد غیر قابل وصف این بودنت را از من مگیر که بی تو هیچ نخواهم داشت بهشت را بی وجود تو نمیخواهم
-
قوانین خوشبختی
چهارشنبه 4 اردیبهشتماه سال 1392 15:07
-
طرز نگاه کردن
سهشنبه 3 اردیبهشتماه سال 1392 14:22
میگم : هنوز هم نمیبینی؟ میگه : چی رو؟ میگم : نیمه پرلیوان رو ؟ میگه : نه !!! میگم : طرز نگاه کردنتو که عوض کنی حتما میبینی که لیوان فقط نیمه خالی نداره بلکه نیمه پر هم داره ....
-
معجزه زندگی
دوشنبه 2 اردیبهشتماه سال 1392 20:23
-
حرفهای دخترک بازیگوش
یکشنبه 1 اردیبهشتماه سال 1392 22:57
امشب برایت مینویسم دوست دوران خوب کودکیم دخترک بازیگوش کودکی هایت امشب هوای تو را در سر دارد به یاد روزهای با هم بودن به یاد نگاه مهربانت به یاد همبازی دوران کودکی هایش یک دنیا حرف در دل دخترک بازیگوش جا خوش کرده ولی افسوس....... ولی افسوس که که بین من و تو فاصله ای ایست به وسعت آسمان کاش امشب به خوابم بیایی در خواب...
-
رتبه اول کنکور پزشکی سال 1308 شمسی
یکشنبه 1 اردیبهشتماه سال 1392 18:35
-
حباب
یکشنبه 1 اردیبهشتماه سال 1392 00:11
دلخوش به ، به به و چه چه این زمانه مباش که آنها چون حبابی بر روی آبند.
-
امانت الهی
شنبه 31 فروردینماه سال 1392 13:33
زبان هدیه ایست که خداوند به رسم امانت به تو سپرده تا وقتی این هدیه در کام تو میچرخد با آن دلی را مرنجان
-
تقدیم به همی دوستانم
جمعه 30 فروردینماه سال 1392 22:29
غصه هایتان را به رودی میسپارم که به سمت خدا میرود تا خدا بصورت باران رحمت بسویتان بازگرداند...
-
جمعه ها ......
جمعه 30 فروردینماه سال 1392 10:49
جمعه ها بدون حضورت عجیب دلگیر است ....
-
خدای من
پنجشنبه 29 فروردینماه سال 1392 23:16
چنان لطف او شامل هر تن است که هر بنده گوید خدای من است چنان کار هرکس به هم ساخته که گویا به غیری نپرداخته سعدی
-
دلمه برگ مو شاهکار فاطمه خانم و دخملا
پنجشنبه 29 فروردینماه سال 1392 00:17
امروز شوهرجانمان به ما فرمودند خانمی برگ درخت انگور جون میده برای یه دلمه حسابی ما هم که دیدیم ایشان هوس خوردن دلمه نموده اند کفش و کلاه نموده و ظرفی برداشته و با اجازه درخت انگور منزل مقداری از برگهایش را قرض نمودیم بعد به آشپزخانه منزل تشریف برده و دست بکار شدیم بعد از درست کردن مواد دلمه با کمک دخملی مواد دلمه را...
-
نکته های کوچولو ولی مهم
چهارشنبه 28 فروردینماه سال 1392 12:02
شاید دیگران خوبی های تو را فراموش کنند ، اما تو خوب بودن را فراموش نکن ...
-
افکار سارق
سهشنبه 27 فروردینماه سال 1392 16:43
-
نامه مامانی به دخملش
دوشنبه 26 فروردینماه سال 1392 10:47
امروز بدجوری دلم خواست چند سطری برات بنویسم . شاید اسمشو بزاریم نامه های یه مادر به دخمل نازش که یه روزی نی نی کوچولو بوده و حالا برای خودش خانمی شده هزار ماشالله عزیز دلم وقتی به قد و بالات نگاه میکنم میگم جدی جدی این همون دخمل کوچولوی منه که حالا برا خودش خانمی شده یادمه وقتی برا اولین بار بغلت کردم و صورت نازتو غرق...
-
آرام باشیم
یکشنبه 25 فروردینماه سال 1392 12:18
-
گل تاب فشار در و دیوار ندارد
شنبه 24 فروردینماه سال 1392 22:38
چه می شد گر مرا مادر از آن کوچه نمی بردی من آن جا را نمی دیدم توهم سیلی نمی خوردی اگر آنروز همراهم تو را با خود نمی بردم مرا دیگر نمی دیدی میا ن کوچه می مردم
-
خدا رحم کند
شنبه 24 فروردینماه سال 1392 20:36
همه جمعــند و موافــق! که عـلی را ببرند و عـلی؛یــکه و تنهــاست؛ خدا رحــم کند