-
تا فرصت باقیست
چهارشنبه 20 دیماه سال 1391 16:12
این روزها همه درد دارند درد پول.... درد عشق ... درد تنهایی این روزها چقدر یادمون میره زندگی کنیم یه روز چشم باز می کنیم که دیگه فرصتی نیست و ما هنوز زندگی نکردیم...
-
سر به تن هیچ غصه ای نباشد
دوشنبه 18 دیماه سال 1391 23:34
خدایا دنیا را وارونه می خواهم آدمها را اتفاقها را نرسیدن ها ....نتوانستن ها... نخواستن ها را نیز... دام می خواهد رویاها از سر کول هم بالا روند مردمان بخندند از ته دل می خواهم هر کس دست دراز کند و ستاره خودش را بچیند از آن بالا می خواهم دیگر سربه تن هیچ غصه ای نباشد
-
مترسک
یکشنبه 17 دیماه سال 1391 23:17
چه زیبا گفت : مترسک وقتی نمی شود رفت همین یک پا هم اضافیست...
-
ابداعات نابغه ای که هیچوقت کشف نشد
شنبه 16 دیماه سال 1391 21:58
امروز دخملی میگفت : چند روز پیش تو دانشگاه موقع امتحانه دانشجویان یاد شما افتادم با تعجب گفتم :یاد من!!! گفت : بله، آخه یه اتفاقی افتاد که سبب شد یاد شما بیفتم. گفتم چه اتفاقی؟ گفت: یکی از دانشجوها موقع امتحان گفت : استاد من نمیتونم امتحان بدم. گفتم : چرا؟ گفت : آخه دستچپم درد میکنه (لازم به ذکر است که دانشجوی مذکور...
-
بی کلاس!!!
جمعه 15 دیماه سال 1391 23:38
اگه کلاس داشتن به اینه که بی ادب باشی و دیگران رو مسخره کنی عزیزم شما مارو بی کلاس فرض کنید خواهشن !!!
-
به نام خدایی که دغدغه ی از دست دادنش را ندارم ....
جمعه 15 دیماه سال 1391 10:49
خدایا ! کسی غیر از تو با من نیست خیالت از زمین راحت ، که حتی روز ، روشن نیست .. کسی نمیبینه ، که دنیا زیر چشماته ! یه عمر یادمون رفته ،زمین داره مکافاته! فراموشم شده گاهی ، که این پایین چه ها کردم ! که روزی باید از اینجا ، بازم پیش تو برگردم ! خدایا وقت برگشتن ، یه کم با من مدارا کن! شنیدم گرمه آغوشت ،اگه میشه منم جا...
-
اربعین
چهارشنبه 13 دیماه سال 1391 18:38
کربلایت بار دیگر منزل زینب شده در عزای اربعینت جان او بر لب شده او که شمع محفل شمس و قمر، وان غنچه بود بعد از این پروانه ی هجده گل و کوکب شده زینبی کز نور او دنیای دل جان می گرفت بین چگونه عالم قلبش ز هجرت شب شده جان مادر از رقیه نزد او حرفی نزن زین سبب از شام تا کرب و بلا در تب شده سرفراز آمد به دیدار حسین بن علی با...
-
اربعین حسینی بر عاشقان اهل بیت تسلیت باد
چهارشنبه 13 دیماه سال 1391 12:14
فرشته ها هم امشب ، سبوی غم می نوشند دوباره اهل جنت پیرهن سیاه می پوشند
-
علامت سکوت
سهشنبه 12 دیماه سال 1391 23:41
هر وقت عکس دخترکوچولویی رو می بینم که به علامت سکوت انگشت اشارشو گذاشته رو لبش یاد خاطره ای ازدوران مدرسه می افتم اون موقع که من دوم یا سوم راهنمایی بودم تو مدرسه به ما گفتن که چند روز دیگه می خوان ما رو ببرن بیمارستان ارتش برای ملاقات رزمندگانی که تو جبهه زخمی شدند توی اون چند روزی که قرار بود بریم به ما سرودی رو...
-
دفتر زندگی
سهشنبه 12 دیماه سال 1391 00:26
دوست خوبم... در دفتر زندگیت برای سفید ماندن صفحه ی غصه هایت همیشه دعا می کنم
-
نوشته ای برای خدا
دوشنبه 11 دیماه سال 1391 10:42
برای خدا روی یک تکه کاغذ نوشتم: خدایا خیلی خسته ام.... جواب داد: می دانم هر از گاهی دلت تنگ می شود. همان دل بزرگی که جای من در آن است، آن قدر تنگ می شود که حتی یادت می رود من آنجایم. اما نگران هیچ چیز نباش! هنوز من هستم. هنوز خدایت همان خداست! هنوز روحت از جنس من است! شب ها که خوابت نمی برد فکر می کنی تنهایی ؟ اما،...
-
زمین چشم انتظار عروس سپید پوش زمستان
یکشنبه 10 دیماه سال 1391 17:12
شب هنگام آهسته و آرام بدون هیچ صدایی آمد شاید نمی خواست خواب شبانگاهی زمین را برهم زند و چه دلسوزانه لحاف سیپدش را بر روی زمین کشید مثل مادری که از ترس سرما خوردن طفلش نیمه شب لحاف را برسر کودک دلبندش می کشد صبح که آفتاب چشمان زمین را با نور خود آشنا کرد زمین خود را در زیر لحاف سپید زمستان دید عروس سپید پوش زمستان...
-
کوچه خاطرات من
شنبه 9 دیماه سال 1391 21:30
چند روز پیش رفتم به کوچه ای که از بدو تولد تا اول دبیرستان خونمون اونجا بود یه کوچه بن بست تو یکی ازمحله های قدیمی شهرمون چقدر کوچمون عوض شده ، اون موقعه ها همی خونه های کوچمون دو طبقه بود که طبقه پایین زیرزمین بود از زیرزمین برا نگهداری مواد خوراکی که باید مدت طولانی نگهداری بشه استفاده میکردند ( البته همه یخچال...
-
زیر بارون
شنبه 9 دیماه سال 1391 00:18
کجایی ای معبود من ببین داره بارون میاد خودت گفتی زیر بارون دعا مستجابه زیر بارون ازت خواستم که بیاد اما هر جمعه که به غروب میرسه دلم میگیره میدونم روزی یوسف زهرا میاد حتما مشکل از ماست چون اگه واقعا از ته دل خواهان بودیم میومد حتی نیازی به رفتن زیر بارون هم نبود
-
خداوندا کمکم کن
جمعه 8 دیماه سال 1391 00:22
خداوندا کمکم کن در سخت ترین شرایط از امید به تو ناامید نشوم
-
پرواز در آسمان خیال
چهارشنبه 6 دیماه سال 1391 22:55
این خاطره مال وقتیه که من تقریبا 16 یا 17 سالم بود اون موقع صبح قبل از ساعت 7 رادیو برنامه ای داشت برای بچه ها (یعنی بچه هایی در حد 10 تا 14 ساله) منظورم اینه که شامل حال من نمیشد...حالا بگذریم از این موضوع القصه یه روز صبح من داشتم این برنامه رو گوش می کردم شنیدم خانم مجری فرمودند اگه شما می تونستید برید تو آسمون و...
-
آدم برفی
سهشنبه 5 دیماه سال 1391 23:52
یادته اون روز برفی وسط فصل زمستون تو پریدی پشت شیشه من زدم از خونه بیرون یادته اشاره کردی آدمک برفی بسازم واسه ساختنش رو برفا هرچی که دارم ببازم گوله گوله برف سرد و روی همدیگه می چیدم شاد و خندان بودم انگار که به آرزوم رسیدم نمیدونم شاعرش کیه ولی شعرش که خیلی قشنگه خدا کنه هر چه زودتر برف بیاد تا با کمک همسر محترم و...
-
برنامه خدا
سهشنبه 5 دیماه سال 1391 10:31
خدا برنامه ی زیبایی برای زندگی شما دارد نگذرید که شیطان آن را زشت کند.
-
آسمان دل من و چشمان تو
دوشنبه 4 دیماه سال 1391 23:26
آسمان دلم ستاره باران می شود آن هنگام که چشمهایت به من لبخند می زند
-
حرفی از جنس نور
دوشنبه 4 دیماه سال 1391 14:17
آنقدر چشمهایمان را به روی نور بستیم که چشمهایمان به تاریکی و ظلمت عادت کرد حال وقتی حرفی از جنس نور می شنویم برایمان عجیب و غریب و نا آشناست!!!
-
تنهایی
دوشنبه 4 دیماه سال 1391 10:47
برخی از مسیرها را باید به تنهایی پیمود...
-
دو بیتی از بابا طاهر
دوشنبه 4 دیماه سال 1391 00:23
زدست دیده و دل هر دو فریاد که هر چه دیده بیند دل کند یاد بسازم خنجری نیشش ز فولاد زنم بر دیده تا دل گردد آزاد
-
بدنبال گمشده ای به نام آرامش
یکشنبه 3 دیماه سال 1391 19:59
سالهاست که سرگردان است و حیران بدنبال گمشده ای نمی داند چه باید کرد هر روز اختراع تازه ای حتی برای پیدا کردنش ماه را فتح کرد باز هم نرسید به دنبال چیست؟؟؟ آرامش... باز هم سرگردانی !!!باز هم پریشانی کجاست این آرامش ؟؟ او هنوز هم در پی گمشده اش میگردد اما او غافل ست زیرا آرامش از رگ گردن هم به او نزدیکتر است ...
-
چند توصیه از آیت الله بهجت ( ره )
یکشنبه 3 دیماه سال 1391 10:36
برای دوری از ریا ، لاحول و لاقوه الا بالله را زیاد بگوید برای درمان عصبانیت ، صلوات زیاد بفرستید برای تمرکز فکر لااله اله الله زیاد بگویید برای رفع اختلاف زوجین صدقه متعدد با افراد متعدد بدهید
-
دعایی برای دوستانم
شنبه 2 دیماه سال 1391 19:53
خدایا ! همه از تو میخواهند بدهی اما من از تو میخواهم بگیری!!! خستگی و غصه ها را از لحظه لحظه زندگی دوستانم !
-
یه یادآوری کوچولو :)
شنبه 2 دیماه سال 1391 14:20
مرا برای آنچه که هستم دوست داشته باش نه برای آنچه که می خواهی باشم
-
خوشبختی وقتی میاد که ....
شنبه 2 دیماه سال 1391 11:05
-
بهترین آرایش ها برای زندگی
جمعه 1 دیماه سال 1391 22:35
حقیقت برای لبها بخشش برای چشمها نیکوکاری برای دستها لبخند برای صورت و عشق برای قلب از آنها خوب استفاده کنید و به زندگی زیبایی بخشید
-
حواسمون باشه
جمعه 1 دیماه سال 1391 11:21
-
شب یلدا خونه مادرجون
جمعه 1 دیماه سال 1391 00:19
سلام به همی دوستان گلم امشب همی خانواده خونه مادرجون ( مامان عزیزم ) جمع شده بودیم جای همی دوستان خالی و جای پدرعزیزم که دیگه چند سالیست در میان ما نیستند ( خدا همی رفتگان رو قرین رحمت کنه انشالله ) خدا رو شکرامشب به همگی ما خوش گذشت، داداشم برای تک تکمون فال حافظ گرفتن انشالله برای همی دوستان شبی پر از خاطره های...