-
13بهمن سالگرد عروج آسمانی پدرم
جمعه 13 بهمنماه سال 1391 11:58
12ساله که هر روز فاطمه منتظره زنگ در خونش به صدا در بیاد و اون بگه کیه و از پشت در صدای مهربون پدرانه ای بگه منم دخترم اونوقت فاطمه در رو باز کنه و خودشو تو آغوش پدر بیندازه و پدر به حرمت نام دخترش که فاطمه است بر دستهاش بوسه بزنه و فاطمه بگه آقاجون این وظیفه منه که دستهای شما رو ببوسم بعد پدر بگه فاطمه دوست دارم و...
-
دیو چو بیرون رود فرشته در آید
پنجشنبه 12 بهمنماه سال 1391 11:39
کلاس پنجم ابتدایی بودم ، یه روز پدرم گفت بالاخره انتظار به پایان رسید خوشحالی تو چهره پدرجونم موج میزد بالاخره روزی رو که انتظار داشتیم رسید قرار شد بریم خونه همسایمون تا از تلویزیون اونا اومدن آقا رو ببینیم خانواده ما و خانواده همسایه محترم نشستیم رو بروی تلویزیون اولش همه چیزخوب بود مراسم بطور مستقیم پخش میشد یک...
-
دو اصل در زندگی
پنجشنبه 12 بهمنماه سال 1391 01:16
-
حواسمون باشه گول نخوریم !!!
سهشنبه 10 بهمنماه سال 1391 23:59
میخوام قضیه ای رو براتون تعریف کن که ممکنه برای بعضی از دوستان گلم هم اتفاق افتاده باشه قضیه از این قراره که چند روز پیش برای یکی از دوستانم اس ام اسی اومده بود به این مضمون !!! سلام من سید علی حسینی هستم از اطراف خوزستان شهر دزفول هستم می خوام درباره روزی حلالی که خدا به من داده با شما صحبت کنم شمارتو استخاره به قرآن...
-
میلاد نبی اکرم (ص) و امام صادق(ع) گرامی باد
دوشنبه 9 بهمنماه سال 1391 20:46
امشب سخن از جان جهان یاد گفت توصیف رسول (ص) انس و جان باید گفت در شام ولادت دو قطب عالم تبریک به صاحب الزمان (عج ) باید گفت
-
9 بهمن تولد آقای همسر
دوشنبه 9 بهمنماه سال 1391 12:02
روز تولد تو میلاد عشق پاکه برای شکر این روز پیشانیم به خاکه من سرسپرده هستم تا مرز جون سپردن بایک اشاره تو حاضر برای مردن تولدتت را با تمام وجودم به تو ای آرام جانم تبریک میگویم آرزویم سلامتی و سرافرازی توست تولدت مبارک ای همراه سالهای بودنم در کره خاکی و آرامش بخش روزهای ناآرامم
-
راز من و کشف دخملی
یکشنبه 8 بهمنماه سال 1391 10:53
اون روزا که دخملی مو فرفری من فقط یک سال و نیمه بود یه روز دست شو گرفتم بردمش کتاب فروشی سر کوچمون و یه کتاب براش خریدم که چند صفحه بیشتر نداشت از این کتابا که یه عکس رنگی بالای صفحه داره و پایین صفحه همون عکس رنگ نشده و بچه ها باید رنگش بکنند (خوب بگو کتاب رنگ آمیزی دیگه ) خلاصه دخملی ما با خوشحالی تموم اون کتابو زد...
-
نماز آدمیزاد و فرشته ها
شنبه 7 بهمنماه سال 1391 11:34
نمازکه میخوانم فرشته های بالای سرم عزا میگیرندکه چه کنند؛ ایاک نعبد را جزء عباداتم بنویسند یاجزء دروغهایم!
-
همیشه و در همه حال خدایا شکر
جمعه 6 بهمنماه سال 1391 15:17
-
خدا به سه طریق جواب میدهد
جمعه 6 بهمنماه سال 1391 01:07
-
آرزوهای ریز و درشت بر روی دیوار امام زاده
پنجشنبه 5 بهمنماه سال 1391 00:08
چند سال پیش تابستون به اتفاق خانواده و تعدادی از افراد محترم فامیل هوس مسافرتی کوتاه نمودیم بالاخره عزم خود را جزم نموده و راهی شدیم در بین راه امامزاده ای بود، برای خواندن نماز و زیارت کوله بارها را بر روی زمین گذاشت و همگی وارد صحن امام زاده شدیم در یک لحظه چشمهای مبارکمان چهارتا که سهله هشتا شد روی دیوارهای...
-
خداوندا پناهم ده
چهارشنبه 4 بهمنماه سال 1391 21:30
خداوندا من از تنهایی و برگ ریزان پاییز، من از سردی زمستان من از تنهایی و دنیای بی تو میترسم خداوندا من از دوستان بی مقدار، من از همراهان بی احساس من از نارفیقی های این دنیا میترسم خداوندا من از احساس بیهوده بودن، من از چون حباب آب بودن من از ماندن چو مرداب میترسم خداوندا من از مرگ محبت، من از اعدام احساس به دست دوستان...
-
یک نکته کوچولوی مفید
چهارشنبه 4 بهمنماه سال 1391 01:09
-
فقط خدا
سهشنبه 3 بهمنماه سال 1391 00:47
-
روزی باید به تماشایت بنشینم زندگی
دوشنبه 2 بهمنماه سال 1391 14:28
-
بیا مهدی شب هجران سحر کن
دوشنبه 2 بهمنماه سال 1391 01:01
بیا مهدی شب هجران سحر کن ... 9 ربیع الاول سالروز به امامت رسیدن حضرت مهدی(عج) بر تمامی شیعیان مبارک باد خدایا به ما توفیق عنایت بفرما که از منتظران واقعی باشیم انشاالله
-
شهادت امام حسن عسگری (ع) بر عاشقان اهل بیت تسلیت باد
یکشنبه 1 بهمنماه سال 1391 00:06
شهادت امام حسن عسگری(علیه السلام) را به شما عزیزان تسلیت عرض میکنم
-
آخرین حرف باران
شنبه 30 دیماه سال 1391 14:10
-
مردم عربستان و بارش برف
شنبه 30 دیماه سال 1391 09:59
امروز دقیقا یک ماه میشه که از فصل زمستون میگذره و هنوز چشم ما به جمال عروس سپیدپوش زمستان روشن نشده خدا کنه تو این دو ماه باقی مونده خبری از برف زیبا و سپید بشه و ما هم زمستون رو با چهره واقعی خودش ببینیم (انشالله ) حالا خدا رو شکر امسال مردم عربستان ظاهرا برای اولین بار چشمشون به جمال برف روشن شده خدایش تو گرمای...
-
روح پیر یا جوان ؟
جمعه 29 دیماه سال 1391 19:28
بالا رفتنِ سن حتمی است، اما اینکه روحِ تو پیر شود بستگی به خودت دارد !!!
-
کوچه مهتاب
پنجشنبه 28 دیماه سال 1391 00:31
شاعر از کوچه مهتاب گذشت لیک شعری نسرود.... نه که معشوقه نداشت ....نه که سرگشته نبود . سالها بود دگر کوچه مهتاب خیابان شده بود .
-
مادرجون و چرخ خیاطی دستی
چهارشنبه 27 دیماه سال 1391 20:03
یادش بخیر اون موقع که دختر بچه کوچکی بودم مامانم با این چرخ خیاطی دستیا چه لباسهای خوشگلی برای من و دو تا خواهرام میدوخت و ما هم کلی جلو دوستامون پز می دادیم که لباسو مامانمون برامون دوخته مامانم هر وفت خیاطی میکرد من کنارش می نشستم و عاشق این بودم که دسته چرخ خیاطی رو براش بچرخونم یادش بخیر چه صدای قشنگی داشت وفتی که...
-
خدای من و یوسف یکیست
چهارشنبه 27 دیماه سال 1391 10:48
یوسف مى دانست تمام درها بسته هستند اما به خاطر خدا و به امید او حتی به سوی درهای بسته دوید و تمام درهای بسته برایش باز شد... "اگر تمام درهای دنیا هم به رویت بسته شدن ، به طرف درهای بسته بدو؛ چون خدای تو و یوسف یکیست"
-
خدایا دوستت دارم
سهشنبه 26 دیماه سال 1391 02:02
اعـــ ــوذ بـــالله من الشیطان الرجـــ ـــیم بســـ ـــم الله الـــــ ـــرحمن الــــ ــــرحیــــمـــ "خدایــ ـــا دوستــــتــــ دارم " صـــ ـــدق الله العلـــــــے العظـــــــیم
-
کرمهای ابریشم من و مورچه ها
یکشنبه 24 دیماه سال 1391 23:32
در عالم بچگی عاشق این بودم چند تا حیوون داشته باشم و ازشون نگهداری کنم همیشه هم یه دونه حیوون کوچولو داشتم مثل گربه ، کبوتر ، ماهی ، جوجه....هر چند مامانم اصلا از این کار من خوشش نمیومد یه روز تصمیم گرفتم چند تا کرم ابریشم داشته باشم یکی از دوستام کرم ابریشم داشت 4 ، 5 تا از اونا رو داد به من ( خیلی کوچولو و خوشگل...
-
فقط کافیست بگویم : خدایا شکر
یکشنبه 24 دیماه سال 1391 13:57
روزی مردی خواب عجیبی دید، او دید که پیش فرشتههاست و به کارهای آنها نگاه میکند، هنگام ورود، دسته بزرگی از فرشتگان را دید که سخت مشغول کارند و تند تند نامههایی را که توسط پیکها از زمین میرسند، باز میکنند، و آنها را داخل جعبه میگذارند. مرد از فرشتهای پرسید، شما چکار میکنید؟!فرشته در حالی که داشت نامهای را باز...
-
کلاغ رو سیاه و حرم امام رضا
شنبه 23 دیماه سال 1391 00:40
تو دل یه مزرعه یه کلاغ رو سیاه هوایی شده بره پابوس امام رضا اما هی فکر میکنه اونجا جای کفتراست آخه من کجا برم یه کلاغ که رو سیاست من که توی سیاهیا از همه رو سیاه ترم میون اون کبوترا با چه رویی بپرم تو همین فکرا بودش کلاغ عاشق ما یه دلش میگفت برو یه دلش میگفت بمون که یه هو صدایی گفت تو نترس و راهی شو به سیاهی فکر نکن...
-
همسایه ها و آش شعله زرد
پنجشنبه 21 دیماه سال 1391 23:56
این روزا کمتر همسایه ای از حال همسایه خودش خبر داره مامانم میگه : زمانی که من بچه بودم همسایه ها با هم رفت و آمد داشتن اگر همسایه ای کاری داشت بقیه همسایه ها به کمکش می رفتن اما حالا..... من همیشه از این موضوع ناراحت بودم تااینکه چند سال پیش با کمک همسایه های عزیزم تصمیم گرفتیم که ..... تصمیم گرفتیم تو بعضی از ایام...
-
الهی
پنجشنبه 21 دیماه سال 1391 22:24
الهی اگر می آزمایی، توان تحمل و صبر مرا زیاد کن اگر می آموزی ، ادارکم را وسعت بده اگر می بخشایی ، ظرفیتم را افزایش بده اگر می ستانی ، گوهر کمالی را ارزانی کن و اگرمی رهانی ....خدایا حتی لحظه ای مرا به حال خود رها مکن که نیاز نیازمندان را تنها تو پاسخگویی که بی نیاز از هر نیازی
-
حکایت بقیع
پنجشنبه 21 دیماه سال 1391 13:46
حکایت بقیع حکایت غربت است غربت اسلام اسلام در مدینه النبی از همه جا غریب تر است