-
پروانه
سهشنبه 7 آذرماه سال 1391 19:36
با خیال عشق تو نقش میزنم هزاران پروانه خوشرنگ را بر روی صفحه سپید زندگی
-
حس یاد تو
دوشنبه 6 آذرماه سال 1391 22:02
یاد تو حس قشنگی است که در دل دارم چه تو باشی ،چه نباشی نگهش می دارم
-
منتظرم
دوشنبه 6 آذرماه سال 1391 20:29
هنوز هم چشمهایم منتظر است منتظر آمدنت میدانم روزی خواهی آمد
-
بارون
دوشنبه 6 آذرماه سال 1391 10:43
داره بارون میاد ایکاش این بارون ظهر عاشورا تو کربلا میومد...............ایکاش
-
زینب جان
یکشنبه 5 آذرماه سال 1391 23:38
زینب جان، فدات بشم، عزیزم مواظب رقیه باش...... بچه از تاریکی می ترسه ....... تنها جایی نمیمونه
-
شام غریبان
یکشنبه 5 آذرماه سال 1391 18:17
شمعی برافشانید..............شام غریبان حسین است......امشب
-
بعد از ظهر عاشورا
یکشنبه 5 آذرماه سال 1391 16:38
-
شب عاشورا بود
یکشنبه 5 آذرماه سال 1391 00:19
خم شد. چیزی را از زمین برداشت. باز خم شد. دوباره چیزی را از زمین برداشت. دوباره و چندباره. نزدیک رفتم برای پرسش. نگاه کرد به آتش های سپاه دشمن. فرمود : کودکانم در این بیابان در پی پناهی می دوند. دستهایش پر بود از خارهای بیابان شب عاشورا بود...
-
نفس سوخته
شنبه 4 آذرماه سال 1391 22:56
نفَس سوخته عاقبت دست رسای تو جدا خواهد شد عاقبت ماه جمال تو دو تا خواهد شد تیر ها زائر چشمان سیاهت گردند چشمت آیینه تمثال خدا خواهد شد بعد تو یک حرم و لشکری از نامردان غیرت الله چه گویم؟ که چه ها خواهد شد نفس سوخته مشک پر آبت گوید العطش زمزمه اهل سما خواهد شد جسم پر خون در علقمه و بین حرم هیبت روضة العباس به پا خواهد...
-
همایش شیر خوارگان
جمعه 3 آذرماه سال 1391 19:48
امروز صبح همایش شیرخوارگان بود، خیلی دوست داشتم تو این همایش شرکت کنم و خدا رو شکر تونستم برم امروز صبح با دوستم که 2 تا بچه کوچیک داشت رفتیم همایش یه دختر و یه پسر کوچولو قرار شد پسرش که اسمش امیر محمده پیش مامانش باشه و دختر کوچولوش فاطمه که تقریبا 2 ساله است پیش من باشه به فاطمه کوچولو گفتم میشه تو امروز دختر...
-
غصه ها
جمعه 3 آذرماه سال 1391 12:40
غصه ها پیش غمت ، غصه نیست.......... حسین
-
امان از دل زینب
پنجشنبه 2 آذرماه سال 1391 19:11
هر وقت سیلی خوردی بگو یا زهرا هر وقت دستتو بستند بگو یا علی هر وقت بی یاور شدی بگو یا حسین هر وقت آب خوردی بگو یا حسین اما اگر تشنه شدی ، آب نخوردی دستتو بستند، بی یاور شدی سیلی خوردی بگو : امان از دل زینب...
-
لبخند
پنجشنبه 2 آذرماه سال 1391 10:30
لبخند زبان بین المللی محبت است
-
سوالی ازخالق خوبیها
چهارشنبه 1 آذرماه سال 1391 21:37
خداجون تو همونی که ما میخواهیم آیا ما هم همونی هستیم که تو میخواهی؟؟؟؟؟؟؟؟؟
-
خدایا از تو ممنونم
چهارشنبه 1 آذرماه سال 1391 14:42
خدایا از این که به من اجازه دادی تو خانواده ای پا به این دنیا بذارم که عاشق اهل بیت هستن ازتو ممنونم از اینکه پدرم با شنیدن نام امام حسین (ع) چشمهاش بارانی میشد ازتو ممنونم از اینکه مادرم برای حجاب ارزش قائل بود و به من هم یاد داد که حجاب برای زن یعنی آرامش نه محدود شدن ازتو ممنونم خدایا از این که هنوز هم در ایام محرم...
-
کوچکترین سرباز امام حسین (ع)
سهشنبه 30 آبانماه سال 1391 19:32
ای گل چه زود دست خزان کرد پرپرت رفتی و رفت خنده از روی مادرت
-
حواسمان باشد
دوشنبه 29 آبانماه سال 1391 18:57
حسین جان هنوز هم مظلومی شاید مظلومتر از زمان گذشته چقدر آرام آرام در پی این هستند که تمام واقعییت های واقعه کربلا را به نام تجدد به زیر سوال ببرند یک روزمنکر گریه برای آقا میشوند یک روز منکر وجود رقیه در واقعه کربلا ... هر روز به یک بهانه........... حواسمان باشد دشمن در میانمان به نام دوست هر کاری انجام می دهد تا ما...
-
درک این روزها
دوشنبه 29 آبانماه سال 1391 10:48
این روزها دلم تنگ است و چشمانم بارانیست در تمام ماه های گذشته منتظرت بودم که بیایی اشکهای این روزها قداستی دارد باورنکردنی ولی چه خوب پاک میکند روح مرا دلم گریه میخواهد در عزای مظلوم کربلا چشمها یاریم کنید مظلومی که اگر آن حماسه عظیم را در کربلا ایجاد نمیکرد بحق دیگر اسلامی در کل کره زمین وجود نداشت خدایا اشک همراه...
-
گریه بر عزای حسین(ع)
یکشنبه 28 آبانماه سال 1391 23:30
قال رسول الله (ص) : ای فاطمه هر چشمی فردای قیامت گریان است غیر از چشمی که در مصیبت حسین گریه کند صاحب آن چشم خندان است و مژده نعمت های بهشت به او داده می شود .
-
سوم محرم
یکشنبه 28 آبانماه سال 1391 18:49
امروز سوم محرمه تا کلمه سوم رو شنیدم یادم افتاد تاریکی......کنج خرابه ......دختر سه ساله..........سر بریده یا رقیه(س)
-
بهشت روی زمینه بین الحرمین
شنبه 27 آبانماه سال 1391 21:31
بین الحرمین.. خدایا چه صفایی داره شب جمعه تو بین الحرمین دعای کمیل خوندن بهشت روی زمینه..... این روزا که روزای ماتم وغمه خیلی دلم میخواست اونجا باشم یعنی میشه یه روز تو ماه محرم شب جمعه ......... انشالله قسمت همی عاشقا بشه تو بین الحرمین یه طرف عباس یه طرف حسین (ع) چه غمی داره این روزا بین الحرمین
-
؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
شنبه 27 آبانماه سال 1391 14:47
چرا بعضیها فکر میکنند کسانی که به خدا اعتقاد دارند و برای مسائل دینی خود ارزش قائل هستند نمیتونند عاشق بشن مگه عاشق شدن یه امر غیر طبیعیه یا اینکه با دستورات دینی ما منافاتی داره؟
-
انا مجنون العباس
شنبه 27 آبانماه سال 1391 00:03
تا تو بودی خیمه ها آرام بود دشمنم در کربلا ناکام بود تا تو بودی من پناهی داشتم با وجود تو من سپاهی داشتم تا تو بودی خیمه ها پاینده بود اصغر شش ماهه من زنده بود تا تو بودی خیمه ها غارت نشد بعد تو کس حافظ یارت نشد
-
زندگی فقط یه جاده است.....همین
پنجشنبه 25 آبانماه سال 1391 23:44
زندگی جاده ایست برای رسیدن به مقصد و ما هم مسافر جاده ما قرار نیست مدت زیادی در این جاده بمانیم حواسمان باشد که سرگرم مناظر دور و برمان نشویم اگر سرگرم بشویم یادمان میرود که مسافریم و مقصد را فراموش میکنیم......
-
انتخاب دوست
پنجشنبه 25 آبانماه سال 1391 13:18
گفتم خدا : چرا هر وقت خوشحالم همه با من میخندند ، ولی وقتی غمگین هستم کسی با من نمیگرید؟ خدا گفت :خنده را برای جمع شدن دوست قرار دادم و غم را برای انتخاب دوست آفریدم .
-
باز باران با ترانه....
پنجشنبه 25 آبانماه سال 1391 00:14
باز باران با ترانه با گوهرهای فراوان می خورد بر بام خانه.... یادش بخیر وقتی که بچه بودم یه روزخانم معلممون گفت برای هفته بعد این شعر رو از حفظ بخونید من برای اینکه بهتر یاد بگیرم کتابمو بردم تو حیاط و زیر نم نم بارون خوندم باز باران با ترانه ... حالا هروقت بارون میاد یاد اون روز می افتم
-
ای اجل مهلت بده
چهارشنبه 24 آبانماه سال 1391 22:29
ای اجل این چند هفته دور ما را خط بکش وعده ما روز عاشورا ، کنار قتلگاه
-
باران
چهارشنبه 24 آبانماه سال 1391 11:46
چترها را باید بست زیر باران باید رفت فکر را ,خاطره را , زیر باران باید برد با همه مردم شهر زیر باران باید رفت دوست را زیر باران باید برد عشق را زیر باران باید جست . . . سهراب سپهری ♥
-
پرواز
سهشنبه 23 آبانماه سال 1391 23:09
شوق پرواز دارد دلم برای رسیدن به تو باید از خود گذشت باید پرواز کرد..... pg
-
با لبخند عشق تو
دوشنبه 22 آبانماه سال 1391 22:29
گاهی آسمان دلم ابری میشود آن هنگام است که میگویم دلتنگم امشب دوباره ابری شد آسمان دلم را میگویم کاش می آمدی ....... میدانم با آمدنت خورشیدطلوع میکند در سرزمین دل من ابرهای تیره را جارو میکنم با لبخند عشق تو