ندای سحر

ندای سحر بازتابیست از درون من

ندای سحر

ندای سحر بازتابیست از درون من

بهار در خانه ما....

این هم عکسی که امروز صبح دخملی من از درخت گیلاس باغچه حیاطمون گرفته


تو را به جان مادرت زهرا ( س )

مرغ دلم پر گشود و آمد ولی جسمم هنوز باقی است 

روحم بسویت پرگشود ولی جسمم هنوز منتظر است

فقط نیم نگاهی کافیست تا سیراب شود روح و جسم خسته

تو را به جان مادرت زهرا (س )


ایکاش باران بند نمیآمد...

باران بهانه ای بود که زیر چتر من تا انتهای کوچه بیایی...

کاش نه کوچه انتهایی داشت و نه باران بند میامد...