ندای سحر

ندای سحر بازتابیست از درون من

ندای سحر

ندای سحر بازتابیست از درون من

مادر شدنت مبارک فاطمه جان

امشب فرشته ها دسته های گل را بر روی زمین می آورند

همه جا هلهله و شادی بر پاست

در خانه مولا همه شادن

آخر امشب فاطمه (س ) مادر می شود

مادر 

با آمدنش امشب فاطمه (س ) مادر شد

 و مولا علی صاحب پسریست امشب که همه او را به کریم اهل بیت میشناسند 

همه شادن فاطمه (س ) آقا امیرالمومنین، آقا رسول الله

تبریک بر فاطمه (س)

فاطمه جان مادر شدنت مبارک باد

در شادی اهل بیت عاشقان ولایت نیز شادن

بیاید در شادی اهل بیت بخواهیم از ایشان که دعا کنند برای ظهور یوسف الزهرا

شفای همی مریضها

عاقبت بخیری همه مخصوصا جوانها

خیر دنیا و آخرت برای دوستان ،خودمان و فرزندان و نسلمان

مقدمت گلباران یا امام حسن مجتبی (ع) کریم اهل بیت


پنجره منتظر است

این روزها پنجره هم منتظر است

منتظر دستی که بگشاید او را به مهر

با لبخندی به زیبای چهره خندان گلی

که هر روز به پایش آبی می ریزی

در این گرمای شدید تابستانی

که نکند آزرده شود این گل خندان ز بی آبی


پنجره هنوز هم منتظر است

شاید امروز ، شاید فردا

دستانی ز مهر بگشاید او را

پنجره می داند اگر خدا خواهد 

به پایان میرسد این انتظار

و دستانی که هدیه خالق اوست

می گشاید به مهر پنجره را

(فاطمه)

دعا در حق دیگران

وقتی شما برای دیگران دعا میکنید

خدا میشنود و آنرا به اجابت می رساند

و بعضی وقتها که شما شاد و خوشحال هستید

یادتان باشد که کسی برایتان دعا کرده است

پس بیاید برای خوشحالی دیگران دراین روزهای عزیز که مهمان خدا هستیم

 دعا کنیم انشالله دعای ما در حقشان به اجابت می رسد

و در راس همی دعاها یادمان نرود ظهور یوسف الزهرا (س) را

برای خوشحالی آقا

اللهم عجل لولیک الفرج


بامیه محصول مشترک مامان و دخملی

  دیروز دخملی من تصمیم گرفت که برای اولین بار بامیه درست کنه

بعد از آماده کردن مواد قرار شد مواد رو بریزه تو قیف وقتی اومدم تو آشپزخونه دیدم دخملی مامان از دست قیف کلافه شده و یه کوچولو هم عصبانی بود

خندیدم . گفتم عزیزم میدونی یاد چی افتادم؟؟

گفت نه یاد چی افتادید؟؟

گفتم وقتی من تقریبا 14 ساله بودم با دوستام تصمیم گرفتیم برای اولین بار بامیه درست کنیم و کلی سر درست کردنش دردسر کشیدیم چون اون موقع که اینترنتی نبود که ما در هر مرحله از درست کردن وقتی به مشکل بر میخوریم سریع سرچ کنیم و مشکلمون در عرض چند ثانیه توسط خانمهای با سلیقه که ماشالله در نت به وفور هم یافت میشه برطرف بشه

اون موقع یه کتاب آشپزی بود که خانم نویسنده ماشالله دستش به کم هم نرفته بود و هر چی درست کرده بود برای کمتر از ده نفر نبود و ما خودمون تقسیم بندی می کردیم و از مواد کم میکردیم تا اون چیزی که می خواهیم درست دربیاد که اکثر اوقات هم .....بماند که چه معجزه ای از آب در میومد

خلاصه با دوستان گرامیمون بامیه درست کردیم یعنی هرکدوم قبول زحمت کردن و گوشه ای از مواد لازم رو بر عهده گرفتن و آوردن خونه ما و ما با فیگوور یک آشپز ماهر مواد رو مخلوط کردیم و در آخر دیدیم ای دل غافل ما که قیف نداریم برای درست کردن بامیه 

بعد تصمیم بر این شد که گلوله های کوچولو درست کنیم و بعد سرخش کنیم

در آخر به جای بامیه نمیدونم چرا شبیه کو کو سیب زمینی از آب در اومد

ما این ماجرا رو برای دخملی تعریف کردیم تا کمی خنده بر روی لبان دخملکمان بنشانیم و گفتیم حالا ما با تجربه خود و شما با علمتان مشغول میشویم ببینیم چه میشود

خلاصه مادر و دختر مشغول درست کردن بامیه شدن و برای اینکه بدانید محصول مشترک مادر و دخمل چه شد لطفا تشریف ببرید به ادامه مطلب


 

ادامه مطلب ...

من در ساحل به امید قایق

قایقم را به امید تو بر آب کردم

و به سویت رهسپار 

حال از دور قایقم می آید

با خبرهای که تو برایم فرستادی

قایقم حامل خبرهای از سوی توست

ومن در ساحل به انتظار آمدنش

منتظرم و بی تاب

که تو چه برایم به ارمغان فرستادی

میدانم که دوستم داری

و خبرهایت هم نشانه دوست داشتن توست

من در ساحل منتظرم

و چشمهایم خیره به قایق

قایقم آرام آرام به ساحل نزدیک می شود

....و چشمهای من در ساحل

 هنوز هم منتظرند