یادش بخیر
اون موقع که دختر بچه کوچکی بودم مامانم با این چرخ خیاطی دستیا چه لباسهای خوشگلی برای من و دو تا خواهرام میدوخت
و ما هم کلی جلو دوستامون پز می دادیم که لباسو مامانمون برامون دوخته
مامانم هر وفت خیاطی میکرد من کنارش می نشستم و عاشق این بودم که دسته چرخ خیاطی رو براش بچرخونم
یادش بخیر چه صدای قشنگی داشت وفتی که دسته چرخ خیاظی رو میچرخوندم
و چقدر به خاطر کنجکاوی بچگونم دستم رفت زیر سوزنش
قربون همی مادرا برم که با امکانات کم اون موقع سعی میکردن بچه هاشون هیچ کم و کسری نداشته باشن
فدات بشم مادرجون
خدا حفظ کنه همه مادرها رو
انشالله
سلام
سیزده چهارده سال پیش مادر من هم یکی از این چرخ خیاطی های به اصطلاح دستی داشت. درست یادم نیست اول یا دوم ابتدایی بودم با وجود اینکه پسر بچه بودم ولی عاشق این بودم که وقتی مادرم خیاطی میکنه من دسته چرخ رو بچرخونم. دورا دور رفتار مادرم رو در کار کردن با چرخ خیاطی زیر نظر داشتم تا اون روز موعود فرارسید.
خواستم برم مدرسه مادرم خونه نبود نوک جورابم خیلی کم سوارخ شده بود و بهترین بهانه را دست من میداد. سرتون رو درد نیارم رفت سروقت چرخ خیاطی مادر مرده در نبود مادرم بلایی به سرش اوردم که حتی تعمیر کار چرخ خیاطی هم نتونست اون را درست کنه و پدرم یه چرخ خیاطی دیگه واسه مادرم گرفت.
سلام
ماجرای خیلی جالبی بود
میگن هر کسی در زمان بچگی بتونه وسایل خونه رو خراب کنه در بزرگسالی تمیرکار خوبی میشه
سلام فاطمه جون
شب بخیر
عجب پست جالبی
واقعا یادش بخیر من چرخ خیاطی قدیمی مادر خدابیامرزم رو دارم خیلی هم دوسش دارم البته ناگفته نماند خودم با این چرخ خیاطی زیاد لباس دوختم.یـــــــــــــــــــــــــــــادش بخیر
در پناه خدا ایام به کام
سلام عزیزم
خدا مادرتون رو رحمت کنه انشالله
به به خانم خیاط
سربلند باشید و شاد گلم
تو به من خندیدی
و نمی دانستی من با چه دلهره ای
از باغچه همسایه سیب را دزدیدم
باغبان از پی من تند دوید
سیب را دست تو دید
سیب دندان زده از دست تو افتاد به خاک
غضب آلود به من کرد نگاه
و تو رفتی و سالهاست در گوش من
آرام آرام خش خش گام تو
تکرار کنان می دهد آزارم
و من اندیشه کنان غرق این پندارم که چرا خانه کوچک ما سیب نداشت ...
زیبا بود سحر جون
ممنون
امیدوارم همیشه سایشون بالاسرتون باشه
انشالله
مامان من هنوزم داره!
دیگه دستش حذف شد و پدالی شد!
چه حالی میداد من برای مامانم پدالش رو فشار میدادم...
هر چی بیشتر فشار میدادم تند تر چرخ میکرد! 
واسه ما چندین و چند سال پیش پیشرفت کرد و برقی شد!
چه جالب چرخ دستی شما سیر صعودی رو پیموده
سلام
هنوزم مامانجونم یادشه 
چون در دوران بچگی خرابکار ماهری بودم
کامنت امیرآقارو خوندم جالب بود چون منم حدودا ۱۵-۱۶ سال پیش چرخ خیاطی دستی مامان بزرگمو خراب کردم
راستی پس چرا من تمیرکار نشدم؟؟
من که تمیر کار خیلی خوبی شدم آخه من هم چرخ خیاطی مامانمو خراب کردم
فکر کردم همه مثل من هستن
سلام
یکی از آرزوهی من این بود یه روزی پاچه شلوارمو با چرخ خیاطب یزارم تو اخرم یاد نگرفتم.
خدا همه مادرا رو حفظ کنه اونایی هم که به رحمت خدا رفتم مهام سفره مادر سادات ان شاءالله..
سلام
بازم تمرین کنید من مطمئنم موفق میشید
انشالله