ندای سحر

ندای سحر بازتابیست از درون من

ندای سحر

ندای سحر بازتابیست از درون من

مهربان باش

مهربان باش....

و به هر کسی که میرسی لبخند بزن

تو که نمیدانی به آدم ها چه می گذرد

شاید لبخند تو برایشان مانندگنجی ارزشمند باشد

وآنها بسیار به آن لبخند محتاج باشند 

خدایا

خدایا با دستان خالی و دلی پر ازگناه آمده ام .......

این را پرکن و آن را خالی

آرام باش....

آرام باش...

این همه آشفتگی برای چیست ؟

بازهم قضاوت کردی 

آن هم عجولانه

من که گفتم آرام باش

زود قضاوت کردنت باعث شد که دیگر مهری نباشد بین من و تو