ندای سحر

ندای سحر بازتابیست از درون من

ندای سحر

ندای سحر بازتابیست از درون من

پنجره ای بدون غبار برای استقبال از بهار

این روزها چه عاشقانه به انتظارت درکنار پنجره مینشینم

میدانم که خواهی آمد ،

 میایی و با آمدنت گلها گلبرگهایشان را به آفتاب میسپارند

و چه مست میکند دلهای عاشق را، بوی خوش گلهای بهاری

یادم باشد پنجره رو به باغ را گردگیری کنم تا با پنجره ای بدون غبار به استقبالت بیایم


نظرات 8 + ارسال نظر
علی سه‌شنبه 8 اسفند‌ماه سال 1391 ساعت 12:27 ق.ظ http://www.rendanemoghan.blogsky.com/

سلام فاطمه خانم
خوبی؟
مرسی مارا هنوز فراموش نکردین گاهی میایین

سلام بر علی آقا
ممنون
چر اینقدر غمگینی جونم؟؟؟

علی سه‌شنبه 8 اسفند‌ماه سال 1391 ساعت 12:34 ق.ظ http://www.rendanemoghan.blogsky.com/

دیگه..........
این نیز بگذرد.......

معلومه که میگذره
اما.....

حسین سه‌شنبه 8 اسفند‌ماه سال 1391 ساعت 09:52 ق.ظ http://mbz-bmlife.blogsky.com/

سلام فاطمه خااانوم
خیلی خیلی پست زیبایی بود و از خوندنش حسابی لذت بردم
عکسش رو هم دردیمراضی باشی
سر به ما هم بزن لطفا

سلام حسین آقا
تو هم که عین ستاره سهیل میمونی گاهی هستی گاهی هم که معلوم نیست کجا تشریف می بری

علی کاظمیان سه‌شنبه 8 اسفند‌ماه سال 1391 ساعت 12:04 ب.ظ http://saba1359.blogsky.com/

سلام دوست عزیز
متنی زیبا همراه با عگسی زیباتر واقعا از دیدن این عکس لذت بردم ...
شاد باشی و سلامت

سلام علی آقا
هر چند عکاس این عکس من نیستم ولی به نظر من هم عکس زیبایه
اما شما واقعا عکاس هنرمندی هستید
موفق باشید

مهدی سه‌شنبه 8 اسفند‌ماه سال 1391 ساعت 03:45 ب.ظ http://catharsis.blogsky.com

عجیبه که برای سال نو این همه کار میکنیم و احساس خستگی نمی کنیم .
انتظار حس قشنگیه . بهار هم به این زیبایی اضافه کنی دیگه چی میشه .
راستی شما چه جوری با این همه کار میتونی کنار پنجره بشینی ؟

همیشه آمدن بهار برایم شوق زندگی را بهمراه داشته

در جواب شما دوست عزیز باید بگم مارو دست کم نگیرید

ما هم می تونیم کنار پنجره بنشینیم و هم به کارهامون برسیم

ما اینیم دیگه

صدف سه‌شنبه 8 اسفند‌ماه سال 1391 ساعت 05:09 ب.ظ http://sadaf-2668.blogsky.com

سلام
بی نظیر بود هم متنش هم عکسی که گذاشتین

سلام گلم
ممنون، متنش یه دفعه به ذهنم رسید

علی سه‌شنبه 8 اسفند‌ماه سال 1391 ساعت 11:36 ب.ظ http://www.rendanemoghan.blogsky.com/

اما چی؟؟؟؟

می خواستم بگم اما خیلی سخت میگذره

در واقع جون آدمیزاد به لبش میرسه تا بگذره

علی چهارشنبه 9 اسفند‌ماه سال 1391 ساعت 12:22 ق.ظ http://www.rendanemoghan.blogsky.com/

آفرین
ولی میدونم میگذره و سیاهی به زغال میماند
گاهی آدم ب گذشته ها ک فکرمیکنه میگه من سختر از اینشم رد کردم بابا

زندگی همینه دیگه گل پسر
خوشی و ناخوشیهاش درهمه
میگن این دنیا بیشتر ناخوشی داره تا خوشی
واقعا هم که راست گفتن

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد