دیر گاهیست که تنها شده ام قصه غربت صحرا شده ام وسعت درد فقط سهم من است بازهم قسمت غم ها شده ام دگر آیینه ز من بی خبر است که اسیر شب یلدا شده ام من که بی تاب شقایق بودم همدم سردی یخ ها شده ام کاش چشمان مرا خاک کنید تا نبینم که چه تنها شده ام… . . آآآآآآآآآآآآپم
سلام
بسیار زیبا بود
موفق باشید
سلام
ممنون خانمی
شما هم موفق باشید
دیر گاهیست که تنها شده ام قصه غربت صحرا شده ام
وسعت درد فقط سهم من است بازهم قسمت غم ها شده ام
دگر آیینه ز من بی خبر است که اسیر شب یلدا شده ام
من که بی تاب شقایق بودم همدم سردی یخ ها شده ام
کاش چشمان مرا خاک کنید تا نبینم که چه تنها شده ام…
.
.
آآآآآآآآآآآآپم
نوشته بسیار زیبایست
ممنون
مزاحم میشیم
خیلی پستاتو دوست دارم فاطمه جونـــم و همچنین اسمت رو ! شب شمام خوش خانومی ...
ممنون عزیزم
به پای پستهای شما که نمیرسه خانم گل
واقعا