امروز روز دانشجو بود به همین خاطر پیش خودم گفتم برم یه کم شیرینی بخرم عصرانه با چایی تو این هوای سرد به اتفاق دانشجویان محترمه منزل میل بفرماییم (خودمونیم چایی داغ با یه تیکه شیرینی تو هوای سرد محشری برا خودش ) 
ولی بعد تصمیمم عوض شد گفتم بهتره خودم یه کیک کوچولو درست کنم حداقل میفهمم چی توش ریختم
خواستم از اطلاعات ذهنی خودم استفاده کنم ولی دخملی گلم گفت بهتره بری تو مامی سایت اونجا یه دستور کیک پیدا کنی که هم خیالت راحت باشه که ناجور در نمیاد هم اینکه تو این گرونی موادی بهدر نمیره .
ما هم اطاعت امر کردیم و از مامی سایت یه کیک مورد پسندمون شد که موادشم داشتیم(لازم به ذکره که مدتی بود این کارای سخت رو دخملی انجام میداد ، منظورم کیک پختنه
)
بالاخره آستین همت را بالا زدیم و یک عدد کیک خوشمزه رو تهیه نموده و به اتفاق دخملای عزیزم و همسر محترم میل نمودیم . جای همی شما خالی
البته در لحظه کیک خوردن به فکر همی دوستان دانشجو خودم بودم.....باور کنید راست میگم
عکس کیک انشالله در پست بعدی
دستت درست مامی جونم!
ولی ما دیگه نا سلومتی پشت لبمون سبز شده دیگه بابای دانشجو شدیم!
قربون دکتر الی خودم برم
انشالله چند وقت دیگه دانشجو دکترا میشی بازم میشی جوجه دانشجو
دانشجویان منزلتون باید به داشتن همچین مادری افتخار کنن.
نوش جانتان... دنیا بکام...
ممنون گلم
خدا انشالله مادر شما روبراتون حفظ کنه
به اسمه همین ندای سحر لینکت کردم.باز بگو امین بده.خخخخخخ

ممنون از آقا امین

آخه شازده پسر من کی گفتم امین بده ، روز روشن دروغ میگی
من لینکت میکنم ،چیکار کنیم دیگه
بذا روز دانش آموز بشه....
عزیزم روز دانش آموز که گذشت
نووووووووووووش جووووووووووووووووون
شرمنده نتونستم بفرستم براتون
آخه امکانات نبود