ندای سحر

ندای سحر بازتابیست از درون من

خداوندا! دینم را اصلاح کن که نگهدار کار من است؛

دتیای مرا اصلاح کن که خانه تلاش و معاش من است .

آخرتم رااصلاح کن که بازگشتم به سوی آن است. آمین

نوشته شده در دوشنبه 16 مرداد‌ماه سال 1391ساعت 02:17 ب.ظ توسط فاطمه| 0 نظر|

زیاد خوب نباش؛

زیادم دم دست نباش؛

زیاد که باشی!

زیادی می شی...!!!

نوشته شده در دوشنبه 16 مرداد‌ماه سال 1391ساعت 12:06 ق.ظ توسط فاطمه| 0 نظر|

دلم میخواست زمان را به عقب باز میگرداندم.

نه برای اینکه آنهایی که رفتند را باز گردانم...

برای اینکه نگذارم بیایند!!!

نوشته شده در یکشنبه 15 مرداد‌ماه سال 1391ساعت 11:52 ب.ظ توسط فاطمه| 0 نظر|

با آمدنش فاطمه برای اولین بارمادرمیشود.

پدرش خوشحال است از آمدنش.

چقدر این کودک چهره زیبا ومهربانی دارد.

آیا کسی میداند روزی او در خانهخودش هم غریب وتنهاست؟

تولد کریم اهل بیت بر همه دوستارانش مبارک.


نوشته شده در شنبه 14 مرداد‌ماه سال 1391ساعت 11:44 ب.ظ توسط فاطمه| 2 نظر|

دوباره جمعه آمد ............

............چشمهای خیسم منتظر آمدنت

.......................میترسم

............................میترسم بیایی و من نباشم  

نوشته شده در جمعه 13 مرداد‌ماه سال 1391ساعت 11:34 ق.ظ توسط فاطمه| 0 نظر|

<< 1 ... 139 140 141 142 143 >>
Design By : Mihantheme