X
تبلیغات
رایتل


ندای سحر

ندای سحر بازتابیست از درون من

توی این هفته چه توی دنیای مجازی و چه توی دنیایی به اصطلاح حقیقی سخن از عشق بود و دوست داشتن هر وقت این کلمه به گوشم می رسید به خودم میگفتم عشق که روز نمیخاد هر لحظه و هر ثانیه روز دوست داشتن و عشق ورزیدن به عزیزانمونه اونهایی که برامون مهم هستن و هر کسی بستگی به خودش داره که تعدا این دوست داشتنش چقدر وسعت داره گاهی دیده شده این مجموعه دوست داشتن از خود فراتر نرفته و در همین محدوده کم مونده و جا خوش کرده و بعضی وقتا چندتا زیر مجموعه زده و گسترش پیدا کرده 

خلاصه جونم براتون بگه با خودم فکر کردم  و گفتم فاطمه تو برات چه کسانی مهم هستن و دوستشون داری یه کوچولو فکر کردم دیدم اووووووووووووو من از زمین گرفته تا زمان همه رو دوست دارم گفتم یا خدا خوب شد یه کوچولو فکر کردم اگه زیاد فکر می کردم چی می شد و به این نتیجه رسیدم که دیگه فکر نکنمبجاش برم سراغ درست کردن یه کیک خوشمزه و بگم دخملا با شویشان بیان خونه ما و این گونه بود که خودم دیروز به گل دخملا گفتم بروبچ بیاید شام خونه مامان فاطمه و بعد از قبول کردن دخملا تازه فکر کنم ساعت 2 و یا شاید هم 3 بعد از ظهر بود که به فکرم رسید حالا که دخملا میان یه کیکی هم آماده کنم  داشتم فکر می کردم خب حالا چه کیکی باشه گفتم به خودم برو آشپزخونه دست بکار بشو ایده و فکر و همه چیز خودش میاد و الحق هم همینجوری شد 

و اینگونه بود که در مهمونی دیشب مامان فاطمه همسری و دخملا و شویشان به نمایندگی از طرف خیل عظیمی که مامان فاطمه دوستشون داره شرکت داشتن و یکی از شبهای خوشگل خدا رو در کنار هم کیکی با طعم عشق خوردن (یه وقت نگران نشید تیکه بزرگ کیک رو به نمایندگی از تمام دوستان خوردم)

فدای همی دوستان

و این شما و این هم کیک مامان فاطمه با طعم عشق


نوشته شده در چهارشنبه 28 بهمن‌ماه سال 1394ساعت 10:10 ق.ظ توسط فاطمه| 7 نظر|

Design By : Mihantheme