X
تبلیغات
رایتل


ندای سحر

ندای سحر بازتابیست از درون من

سلام و صد سلام به دوستان گل خودم 

امروز مامان فاطمه اومده با کلی عکس و خبر که ان شالله توی این خونه به یادگار بمونه

و میریم که یه سلامی هم داشته باشیم به مغز بادوم و مغز پسته عزیزان دل مامان فاطمه که همچنان خبری ازشون نیست قربونشون برم من البته ندید

خب حالا باید بگم که چرا امروز اومدم اینجا و چی رو میخام توی تاریخ ثبت کنم

جونم براتون بگه دیروز که روز جمعه تشریف داشت زن برادر عزیزم میخاست برای نوه گلش که میشه اولین نتیجه خاندان ما (مینو السادات ) آش دندونی درست کنه مامان فاطمه هم که عاشق اینجور کارا به زن داداش گراممون فرمودیدم وسایلشو بفرست خونه ما خودمون برا جیگر طلا آش دندونی درست میکنیم اساسی و الحق  عجب آش دندونی شد جای همی بروبچ خالی

مهناز جون مامان مینو السادت هم زحمت تزیین روی در آش دندونیا رو کشید که خدایش خیلی جیگر شدن 

و این شما و این هم عکسای تاریخیه مامان فاطمه

 ( این مینو السادات جیگریه که توی بغل من  و کنار دیگه آشه)


این هم باز مینو السادته بهمراه مامان بزرگش هرچی بهش میگفتم مینو جان به دوربین عمه جون ( یعنی  بنده ) نگاه کن حواسش به درختای باغچه و صدای مرغ عشقای خونه ما بود . قربون اون نگاه کردنت بشم من




و اینم مینو  السادات جیگر طلای  من توی خونه ما باآش  دندونیاش( ان شالله خیلی راحت دندونای خوشگلت در بیاد )



نوشته شده در شنبه 30 آبان‌ماه سال 1394ساعت 03:13 ب.ظ توسط فاطمه| 5 نظر|

Design By : Mihantheme