X
تبلیغات
رایتل


ندای سحر

ندای سحر بازتابیست از درون من

از وقتی دخملام الهه  و فائزه جونم رفتن با سلامتی  خونه بخت و من موندم و شوهرجونم و دیگه کسی نبود که تزیینات غذا رو و همچنین درست کردن غذای جدید رو بعهده بگیره و من موندم شوهرجونم که اصلا اهل تزیین و اینجور حرفا نیست ولی خدایش برا ایده دادن یه وقتایی همچیین  نظر میده که انگار یک عمره اینکارست

القصه وقتی تنها شدم تازه فهمیدم بابا ما کلی استعداد نهفته در خود داشتیم و خودمون رو بسیار بسیار دست کم میگرفتیم

و هر وقت غذای درست نمودیم یه مقدار دقت کنید یک مقدار از نبوغ نهفته خودمون رو بکار میبریم و کلی هم از خودمون جلو شوهرجان تعرف نموده و میگویم اگه همی نبوغ رو بکار ببریم چه ها که نمیشود و نمیدونم از این حرفا

و اون بنده خدا هم کلی تعریف که تا حالا چرا از این کارا نکرده بودید ماشالله چه استعدادی و احسنت و بقیه ماجرا..................... والبته خودش میدونه که تعریف نکنه چه اتفاقی میافته چون دیگه طرفداراش رفتن اون مونده و من

 بنده خدا شوهرجانمان غذا که درست میکنم یه دوربین دستم میگیرم و کلی عکس ازش میندازم  بعد میرم سراغ سیستم تا یه ثبت تاریخی بشه این شاهکار و اون موقع است که شوهرجان میگه بیا دیگه غذا یخ کرد منم میگم صبر داشته باش خانمهای دیگه فیض ببرن بعد خواهم آمد 


این ماه رمضون اولین ماه رمضونی بود که مجبور شدم به تنهایی افطاری درست کنم و مهمونی داشته باشم هرچند دخملا اومدن برا کمک ولی غذای جدید رو خودم روز قبل درست کرده بودم و تازه فهمیدم چه لذتی داره آشپزی کردن و بعد یه دوربین دست گرفتن و تند تند عکس گرفتن و فرستادن توی گروه و ایضا به به و چه چه کردن اعضای محترمه گروه

و تازه فهمیدم چرا نبوغ من قبلا شکوفا نشده بود چون نتی در کار نبود و گروهی و به به و چه چهی ( به این میگن یه کشف بزرگ )

همی اینا رو تعریف کردم که برسم به اصل مطلب و همانا اون مطلب عکس شاهکارهای خودمه و این شما و این هم شاهکارهای مامان فاطمه 

کوکوسبزی و کیک کشک بادمجون و ژله تخم شربتی و شله زرد و سفره  مهمونی افطار امسال من

نوشته شده در چهارشنبه 24 تیر‌ماه سال 1394ساعت 11:46 ق.ظ توسط فاطمه| 5 نظر|

Design By : Mihantheme