X
تبلیغات
رایتل


ندای سحر

ندای سحر بازتابیست از درون من

غنچه وار آزاد و رها بودیم

در گلستانی به نام بهشت 

بهشت انتظار 

هر لحظه گوش به ندای داشتیم که بگویند آماده باشید 

و آمد آن روز 

روزی که من و  همسفرم آماده شدیم 

برای آمدن 

آمدن به جای که عشق را با تمام وجود درک کردیم

میان باغی به نام زندگی

و گلهای نایابی به نام پدر و مادر

و برادرانی به مهربانی نسیم 

خواهرانی به زلالی شبنم

و حالا بعد سالها امروز دوباره روز آمدنمان شد

روز آمدن غنچه های به نام فاطمه و محمد

بعد 46 سال 

و حالا 

خواهری به بهترین برادر دنیا می گوید

عشق خواهری تولدمون مبارک 


نوشته شده در سه‌شنبه 15 مهر‌ماه سال 1393ساعت 09:55 ق.ظ توسط فاطمه| 4 نظر|

Design By : Mihantheme