X
تبلیغات
رایتل


ندای سحر

ندای سحر بازتابیست از درون من

سلام عزیز دلم 

الهی مامانی فدات بشه چه میکنی ؟؟ مامانی رو نمیبینی خوشی گلم ؟؟

قربونت برم الان آخرین روز ماه رمضون سال 1393 چند ساعت دیگه ماه رمضون هم تموم میشه و ماه شوال با اولین روزش که روز عید فطر هست از راه میرسه

عیدیه که بعد از یک ماه روزه داری از راه می رسه

نمیدونم هم خوشحالم هم ناراحت شاید بپرسی عید که میاد همه خوشحالن ولی قربونت برم این عید وقتی میاد درسته که آدم خوشحاله ولی ناراحته که ماه مهمونی تموم میشه و دیگه مهمون خدا نیستیم وقتی مهمون خدا نباشی خیلی سخت و ناراحت کننده است

حالا به مامانی حق میدی ناراحت باشه یا نه فدات بشم ؟قربونت برم چه من بخوام چه نخوام تموم شد ماه رحمت و برکت هم کوله بارشو بست و داره میره حالا تا سال بعد کی زنده کی مرده

دعا کن مامانی باشه و باز هم ماه رمضون رو درک کنه 

فدای اون چشای خوشگلت برم امروز مامانی اومده یه خبری رو بهت بده

صبر کرده بودم که شب عید به مغز بادومم عیدی بدم . عیدی که خدا برام فرستاده

عزیزکم نمیدونم چطوری بگم یا از کجا شروع کنم ولی خب باید از یه جا شروع کرد دیگه

خدایا به امید تو

خب خوشگله تو دلت میخواد وقتی که زمینی شدی مامانی برا مغز بادوم دومش نامه نوشته باشه ولی برا مغز بادوم اولش هیچی ننوشته باشه

هان ......بگو دیگه ؟خب حتما میگی نه چون میدونم اونوقت ناراحت میشی و پیش خودت میگی حتما مامانی منو دوست نداشته که بین منو مغز بادوم کوچکتر فرق گذاشته 

منم برای اینکه بعدها این کدورت پیش نیاد و هم خدا از من راضی باشه هم مغز بادومهای خوشگلم از امروز هر چی نامه مینویسم برای هر دوتاتون مینویسم (خدایش مامانی با فکری داریا)

حالا گلم به مغز بادوم دوم چی بگیم یعنی منظورم اینه که حالا که دو تا شدین چی صداتون کنم ؟یه کمکی برسون دیگه 

بگم مغز بادوم یک مغز بادوم دو نه این یه جوریه

ببینم چی رو از همه بیشتر دوست دارم با همون شماها رو صدا کنم

راستش مامانی خوراکی رو تو دنیا از همه چیز بیشتر دوست داره ( خب حالا نمیخواد بهم بگی شکمو چون خودم میدونم شکمو هستم )

آهان فهمیدم

مغز بادوم (نوه اول ) مغز پسته ( نوه دوم ) راستی پسته و بادوم از محصولات شهر قزویینه

خب پس شدید مغز بادوم و مغز پسته مغز بادوم برای دخملی من و مغز پسته برا دخملک من ان شالله

حالا از خودت میپرسی چرا مامانی یه دفعه یادش افتاده که برا مغز پسته هم نامه بنویسه ؟

خب نکته انحرافی همینجاست

عزیزدلم قبل از اینکه دخملی مامان بره خونه بخت یعنی در همون گیرودار برا دخملک هم خواستگار اومد شاید باورت نشه این خواستگار هم از یادگاریهای زمان بچگی مامانیه یعنی با مادربزرگشون همسایه قدیمی بودیم و پدربزرگشون هم از سادات محلمون و دوست صمیمی پدر بزرگوارم ( هرچند که هر دو در جوار رحمت حق آرمیدن ) خدا رحمتشون کنه

خلاصه قسمت بود که در روز تولد آقا قمر بنی هاشم به خواستگاری دخملک بیان و یک شب قبل از ماه رمضون با هم محرم بشن

مامانی این مدت صبر کرد تا این خبر رو بعنوان عیدی به مغز بادومش و تمام دوستان گل وبلاگم بدم و ازشون بخوام که برای دخملکم دعا کنند که عروس خوبی برای بی بی دو عالم باشن( چون بالاخره داماد از سادات هستن و ان شالله مغز پسته هم )

امشب از هم دوستانم میخوام که بیایم در حق همدیگه دعا کنیم و از خدا عاقبت بخیری بخواهیم برا همدیگه و در راس دعاهامون دعا برای ظهور یوسف الزهرا کنیم و از خدا عیدی بگیریم چه عیدی بهتر از این

مغز بادوم اونجا که هستی هوای مغز پسته رو داشته باش چون بالاخره سید هستن مغز پسته و احترام سید هم واجبه

الهی من قربون مغز بادوم و مغز پسته خودم برم

گلای من یادتون نره برای همه امشب دعا کنید و برای مامانی و بابای و پدر و مادر آینده خودتون هم خیلی خیلی دعا کنید و ان شالله یه عیدی خوشگل هم از خدا بگیرید

دوستتون دارم هزارتا مامانی فدای هر دوتاتون و عیدتون هم خیلی خیلی مبارک 


نوشته شده در دوشنبه 6 مرداد‌ماه سال 1393ساعت 06:28 ب.ظ توسط فاطمه| 7 نظر|

Design By : Mihantheme