X
تبلیغات
رایتل


ندای سحر

ندای سحر بازتابیست از درون من

گاهی خبری نامه ای و یا حتی یادداشتی کوچک

شاید هنوز هم نمیدانی بی خبری چیست

دلم این روزها بهانه تو را دارد 

چشمانم به دنبال گمشده ایست که روزی آشناتر از او نبود

ولی حالا چه شد آشنا

آشنایی که این روزها ........

یادت هست در کنج قلبم برایت خانه ای ساخته بودم 

حال خانه رو به ویرانی رفته ولی

پنجر هایش هنوز چون قبل رو به آفتاب است

رو به آفتاب انتظار

که شاید روزی آفتاب تو را به سمت این خانه آورد

و رونقی دوچندان بگیرد کلبه خرابه ما

صدایت رنگ چشمانت دستان پرمهرت جایشان در این خانه خالیست

دلم میگوید بزن آب و جارو 

برود غم ز کلبه انتظار 

که بزودی خواهد آمد یار 

یاری که آشنا بود با دل ما 

امروز جارو میکنم خاک روبه های دلتنگی را

 و به انتظارت کنار پنجره می ایستم

تا تو بیایی

و من با تو دلتنگیهایم را به غروب می سپارم

و در انتظار طلوعی مینشینم زیبا و چشمگیر

(فاطمه )


نوشته شده در سه‌شنبه 27 خرداد‌ماه سال 1393ساعت 09:05 ق.ظ توسط فاطمه| 1 نظر|

Design By : Mihantheme